گوش کن جاده صدا میزند
گوش کن جاده صدا میزند و از دور قدم های ترا
چشم تو زینت تاریکی نیست
پلک ها را بتکان کفش به پاکن و بیا
و بیا تا جایی که پرماه به انگشت تو هشدار دهد
و زمان روی کلوخی بنشیند با تو
و مزامیر شب اندام ترا مثل یک قطعه آواز به خود جذب کنند
پارسایی است در آنجا که ترا خواهد گفت:
بهتربن چیز رسیدن به نگاهی است که از حادثه عشق تر است
سهراب
+ نوشته شده در جمعه ششم بهمن ۱۳۹۱ ساعت 14:12 توسط محمد رسول
|
من محمد رسول دانشجوی مهندسی مکانیک هستم.