زخمهای عشق

چند سال پيش در يک روز گرم تابستان پسر کوچکي با عجله لباسهايش را درآورد و خنده کنان داخل درياچه شيرجه رفت. مادرش از پنجره نگاهش ميکرد و از شادي کودکش لذت ميبرد. مادر ناگهان تمساحي را ديد که به سوي فرزندش شنا ميکند. مادر وحشت زده به سمت درياچه دويد و با فرياد پسرش را صدا زد. پسر سرش را برگرداند ولي ديگر دير شده بود.
تمساح با يک چرخش پاهاي کودک را گرفت تا زير آب بکشد. مادر از راه رسيد و از روي اسکله بازوي پسرش را گرفت. تمساح پسر را با قدرت ميکشيد ولي عشق مادر به کودکش آنقدر زياد بود که نميگذاشت او بچه را رها کند. کشاورزي که در حال عبور از آن حوالي بود، صداي فرياد مادر را شنيد، به طرف آنها دويد و با چنگک محکم بر سر تمساح زد و او را کشت. پسر را سريع به بيمارستان رساندند. دو ماه گذشت تا پسر بهبودي مناسب بيابد.
پاهايش با آرواره هاي تمساح سوراخ سوراخ شده بود و روي بازوهايش جاي زخم ناخنهاي مادرش مانده بود. خبرنگاري که با کودک مصاحبه ميکرد از و خواست تا جاي زخمهايش را به او نشان دهد. پسر شلوارش را کنار زد و با ناراحتي زخم ها را نشان داد، سپس با غرور بازوهايش را نشان داد و گفت: اين زخم ها را دوست دارم، اينها خراش هاي عشق مادرم هستند. 

 

امان از ما ایرونیها

همین چند هفته پیش بود که یک ایرانی داخل بانک در منهتن نیویورک شد و یک بلیط از دستگاه گرفت.
وقتی شمارش از بلندگو اعلام شد بلند شد و پیش کارشناس بانک رفت و گفت که برای مدت دو هفته قصد سفر تجاری به اروپا را داره و به همین دلیل نیاز به یک وام فوری بمبلغ 5000 دلار داره
کارشناس نگاهی به تیپ و لباس موجه مرد کرد و گفت که برای اعطای وام نیاز به قدری وثیقه و گارانتی داره..
و مرد هم سریع دستش را کرد توی جیبش و کلید ماشین فراری جدیدش را که دقیقا جلوی در بانک پارک کرده بود را به کارشناس داد و رئیس بانک هم پس از تطابق مشخصات مالک خودرو بالاخره با وام آقا موافقت کرد آنهم فقط برای دو هفته
کارمند بانک هم سریع کلید ماشین گرانقیمت را گرفت وماشین به پارکینگ بانک در طبقه پائین انتقال داد.
خلاصه مرد بعد از دو هفته همانطور که قرار بود برگشت 5000 دلار + 15.86دلار کارمزد وام رو پرداخت کرد.
کارشناس رو به مرد کرد و از قول رئیس بانک گفت
" از اینکه بانک ما رو انتخاب کردید متشکریم"
و گفت ما چک کردیم ومعلوم شد که شما یک مولتی میلیونر هستید ولی فقط من یک سوال برام باقی مانده که با این همه ثروت چرا به خودتون زحمت دادین که 5000 دلار از ما وام گرفتید؟
ایرونی یه نگاهی به کارشناس بیچاره کرد و گفت: تو فقط به من بگو کجای نیویورک میتونم ماشین 250.000 دلاری رو برای 2 هفته با اطمینان خاطر و با فقط 15.86 دلار پارک کنم.

 

در جستجو تردید نکن

راما کریشنا تعریف می کند که مردی می خواست از رودی بگذرد که استاد بیبهی شانا نزدیک شد ، نامی را بر روی کاغذ نوشت و آن را بر پشت مرد چسباند و گفت :
(( نگران نباش . ایمان تو کمکت می کند تا بر آب راه بروی . اما هر لحظه ایمانت را از دست بدهی ، غرق خواهی شد .))
مرد به بیبهی شانا اعتماد کرد و پایش را بر آب گذاشت و به راحتی پیش رفت . اما ناگهان هوس کرد ببیند که استاد بر کاغذی که به پشت او چسبانده چه نوشته است .
آن را برداشت و خواند : (( ایزد راما ، به این مرد کمک کن تا از رود بگذرد.))
مرد فکر کرد : همین ؟ این ایزد راما اصلا کی هست ؟
در همان لحظه ، شک در ذهنش جای گرفت ، در آب فرو رفت و غرق شد

 

فرهنگ کمک کردن...آیا من به کمک نیاز دارم؟ آیا نیازمند کمک هستین؟

برخورد ما با زندگی روزمره و با افراد درون اجتماع متفاوت است؛هر کس به نوعی به وارد زندگی ما می شود:خیلی از آنها برای کمک کردن به ما،خیلی ها برای کمک شدن وبسیاری از افراد هم بدون اینکه به ما کمک کنند یا به آنها کمک کنیم به طورعادی می آیند وخارج می شوند.

داشتم به محیط دور و برم نگاه می کردم،افراد جالبی رو دراجتماع دیدم:

پدری در حالی که دوست داشت برای کودک دلبندش، ...

(برای دیدن ادامه مطلب، بر روی گزینه ادامه مطلب کلیک کنید.) 

ادامه نوشته

بعد از این خورشید می ماند غریب ، می تراود از لبش ام یجیب . . .

حضرت محمد (ص) : فاطمه پاره تن من است . هر كه او را بیازارد ، مرا آزرده خاطر كرده است و هر كه او را شاد كند ، مرا نیز خوشحال نموده است .

خیلی حالب بود داشتم این صحبت رسول(ص) رو میخوندم که به فکر فرو رفتم که زهرای اطهر کیست که پیامبر این حرفو در موردش می زنه!

 زندگی این بانو سرشار از  خوبی و رحمت بود ولی چرا با این وضع او را شهید کردند؟مگر او چه کرده بود؟مگر کدامین اشتباه را به آنان گوشزد کرده بود؟...

یادم به شعری افتاد که از اعماق جان محسن به عالم نیومده،محسن این جهان ندیده سخن می گفت:

ای كاش فدك این همه اسرار نداشت

ای كاش مدینه در و دیوار نداشت

فریاد دل محسن زهرا این بود

ای كاش در سوخته مسمار نداشت

كاش قلبم به قبرش راه داشت

كاش زهرا هم زیارتگاه داشت

داشتم بررسی می کردم که به صحبتی از دکتر شریعتی درباره فاطمه(س) رسیدم:

  

خواستم بگویم، كه فاطمه دختر محمد است.

دیدم كه فاطمه نیست.

خواستم بگویم، كه فاطمه همسر علی است.

دیدم كه فاطمه نیست.

خواستم بگویم، كه فاطمه مادر حسین است.

دیدم كه فاطمه نیست.

خواستم بگویم، كه فاطمه مادر زینب است.

باز دیدم كه فاطمه نیست.

نه، این‌ها همه هست و این همه فاطمه نیست.

 

«فاطمه، فاطمه است»

شهادت جان سوز مادر امت، آن بانوی اطهر، سرور و سیده زنان عالم بر تمامی ارادتمندان آن حضرت تسلیت باد.

کاش مهدی(عج)، کنون اینجا بود

به امید آن روز که مهدی فاطمه(س)، منتقم خون مادرش بیاید، ما را همره بیابد، در راه عشق مادر، ما را یاور بداند...

به نام پروردگار دنیاهای درونیمان

 از اتوبوس پیاده شد و به سمت پارک رفت. وقتی به در ورودی پارک رسید، نگاهی عمیق به پارک، به درختان و آسمانش انداخت؛ خواست که وارد پارک شود و کمی در آنجا قدم بزند و خاطراتش را مرور نماید اما نگاه درختان پارک اینگونه می‏نمود که از آمدنش به آنجا ناراضی بودند؛ بادی عجیب از سمت پارک به سویش می‏دمید. از تصمیمش منصرف شد، حس کرد که طبیعت پارک، او را نمی‏پذیرد. خود منتظر چنین برخوردی بود.به سمت ایستگاه مترو به راه افتاد.

ادامه نوشته

تجهیز خودرو به سیستم هوشمند گزارشگیری قند خون

نمایشگاه  (American Diabetes Association) ADA هر ساله در سانفرانسیسکو بر گزار می شود. امسال کمپانیMedtronic Diabetes با ارائه کاری جدید بیماران مبتلا به دیابت را شگفت زده کرد. این کمپانی توانست خودروLincoln Sedan را مجهز به نوعی سرویس کند که بتواند به صورتWireless اطلاعاتی نظیر فشار خون , قند خون و برخی دیگر از فاکتورهای حیاتی را از راننده خودرو دریافت کرده و آنها را به صورت آلارم های بینایی و یا شنوایی بر روی نمایشگرLCD که در قسمت جلوی خودرو نصب شده است گزارش دهد. این گزارش با کمک گرفتن از نمودار های ساده آماریست و برای هر بیمار در هر سطحی از سن و یا تحصیلات که باشد قابل فهم است. برخی از بیماران دارای نوسانات شدید فشار خون و یا قند خون هستند و نیازمند به استفاده از سیستم های کنترل دائم این پارامتر ها می باشند. به خصوص آنکه این نوسانات در ساعات روز متفاوت است و این گزارشات می تواند پزشک معالج را در پروسه درمان یاری سازد. این سرویس در حال طی کردن مراحل آزمایشیست و خبری از قیمت تجهیز نهایی هر خودرو در دست نیست.

فلش درایو به همراه یک عدد درب باز کن

با سر پرس شده شیشه ها چه می کنید؟ نه, منظورم در منزل نیست که به آشپزخانه می روید و با انواع درب باز کن های عجیب و غریب دربش را باز می کنید. فرض کنید مثلا در خیابان , یا شاید هم بیابان گیر کرده باشید! 
هر کس برای خودش مهارتی در زمینه باز کردن درب شیشه ها دارد. عده ای با قاشق, عده ای با لولای درهاو...اما اگر افرادی به روز باشید و با تکنولوژی های روز و گجت ها آشنا باشید حتما بدتان نمی آید که کیفیت زندگی را ارتقا دهید و به جای کج کردن قاشق از یک پورت USB برای باز کردن درب پرس شده استفاده کنید.
طرح شرکت مبتکر TREKSTOR را که در تصویر مشاده میکنید. علاوه بر اینکه می تواند همانند یک فلش درایو در حجم های 1-2-4-8-16 گیگا بایتی نگه داری اطلاعات روزمره شما را بر عهده گیرد می تواند در مواقع ضروری و مورد نیاز به صورت بسیار با کلاسی درب نوشیدنی پرس شده را نیز برایتان باز کند. قیمتش هم نسبتا ارزان است. بسته به حجم حافظه انتخابی شما از 10$ تا 71$ در بازار موجود است.

http://www.trekstor.de/en/news/index_detail.php?id=157#

کار مورد علاقه

معروف است ادیسون بسیار سخت کوش و فعال بود. به طوری که گاهی 16 ساعت از شبانه روز را در آزمایشگاه خود صرف مطالعه و تحقیق و انجام آزمایش­های علمی می­کرده و در برابر این سؤال که آیا از این همه فعالیت خسته نمی­شود؟! گفته است: که من 16 ساعت کار نمی­کنم، بلکه 16 ساعت در حال تفریح هستم.
ما اهداف خود را در قالب کار و شغلی که برمی­گزینیم، دنبال می­کنیم. هدف و شغلی که انتخاب می­شود باید باعث برآورده شدن عمیق­ترین نیازهای درونی و کسب بالاترین درجات شادمانی گردد. به کاری مشغول شوید که به آن علاقه دارید یا به آنچه تاکنون مشغولید علاقمند شوید. هیچ دستورالعملی مانند این، موفقیت شما را در زندگی تضمین نخواهد کرد.
در بسیاری از اوقات در محیط کار خسته می­شیم. اکثر اوقات اینه که به کاری که داریم انجام می­دیم علاقه­ای نداریم. به خاطر همین حتی موفق نمی­شیم کارمون رو به درستی انجام بدیم. می­شه یک کاری کرد. به قول جبران خلیل جبران:
و اکنون به تو بگویم که کار با عشق چیست؟ کار با عشق آن است که پارچه­ای را ببافی بدین امید که معشوق تو آن را بر تن می­کند. کار با عشق آن است که خانه­ای را با خشت محبت بنا کنی، بدین امید که محبوب تو در آن زندگی کند. کار با عشق آن است که دانه­ای را با لطف و مهربانی بکاری و حاصل آن را با لذت درو کنی چنانکه گویی معشوق تو آن را تناول می­کند. و بالاخره کار با عشق آن است که هر چیز را با نفس خویش جان دهی و بدانی که پاکان و قدیسان عالم به تو می­نگرند.

با تشکر از دوستم سیلاس                        

silasjasmin@yahoo.com