روز جهانی زن، دختر و مادر بر تمام زنان و دختران شایسته ایران زمین و مادران مهربان مبارک.
آنگاه که خدواند جهان را، خورشید و ماه و ستارگان را، تپه ها و کوه ها و جنگلها را و سرانجام مرد را آفرید و دست به آفرینش زن پرداخت...
آنگاه که خداوند کوه ها را از دل زمین نوزاد کرد، آنگاه که به برگ و گل لطافت ارزانی داشت، آنگاه که عشق را بر قلب ها مقصد قرار داد، آنگاه که لرزش علف در چمنزار را بازی کودکی های باد قرار داد...
اشک شوق آسمان، درد و دل باد در گوش زمان، روشنی پرتو خورشید، نگاه پر سخاوت زمین، پاکیزگی و طراوت آب، خنکای شادکامه روح بهار، نوازش مهربانانه دست باد بر دل ما و ...
آری، گویا وجودی دیگر بر زمین پای نهاده است...
آری، گویا خدا دوباره عشق را به آدم هدیه کرده بود...
آری، گویا حق تعالی وجودی پاک را خلق کرده بود...
آری، خدا زن را آفرید و
او را به مرد به امانت نهاد.
روزگار مرد سرشار از خوشبختی شد، زین پس وی کسی را داشت که انباز(شریک) خوشی ها و
شادی هایش باشد. زین پس کسی را داشت که شادی ها را برایش خلق می کرد و دنیای جدیدی
را بر روی او می گشود.
با این همه، پس از چندی مرد روی به درگاه خدای آورد و گفت: خداوندا، این موجودی که به من ارزانی داشته ای، زندگی مرا یکسره
تیره و تار کرده است.
پر چانگی می کند و جانم
به لب می رساند. هرگز مرا تنها نمی گذارد. توجه دائمی می خواهد. بیهوده فریاد می
کشد. من آمده ام او را پس بدهم، چرا که نمی توانم با او زندگی کنم.
خداوند زن را پس گرفت. هشت روز گذشت. مرد به درگاه خداوند آمد و گفت: خداوندا، از
روزی که زن رفته، زندگی من پوچ و تهی شده است. به یاد می آورم که او چگونه با من
می رقصد و می خندید و زندگی من را سرشار از لذت می خواست و آن را سرشار از زیبایی
کرده بود.
یک ماه گذشت. دوباره مرد به آستان خداوند آمد و گفت: پروردگارا، من نمی توانم او
را بشناسم و رفتارش را دریابم، اما می دانم که او بیش از آنکه مایه خوشبختی من
باشد مایه رنج و آزار من است.
خداوند پاسخ داد: "به راه خود برو و آنچه که نیک است، به جای آر."
مرد شکوه کنان گفت: اما من نمی توانم با او زندگی کنم.
خداوند گفت: " و بی او هم نمی توانی زندگی کنی. "
( از افسانه های کهن سانسکریت )
روز جهانی زن و مادر بر تمامی مادران و زنان شایسته و دوستان عزیز و بر تمامی
زنان غیور ایران زمین در هر کجای این کره خاکی که هستند مبارک باد.
زنان، گوهرهای زیبایی هستند که شایستگی داشتن برترین چیزها را دارند.
مادران زیباترین آهنگ عشقند.
من محمد رسول دانشجوی مهندسی مکانیک هستم.