شرح ماوقع میان استاد حسن مددی و دانشجو"الف"

حدود دو هفته پيش دکتر حسن مددي ، معاون دانشجويي و از اعضاي اصلي کميته انضباطي دانشگاه زنجان، طي نامه اي که به خوابگاه کوثر (از خوابگاه هاي داخل شهر دانشگاه زنجان) مي فرستد ، بدون ذکر هيچ دليلي از خانم "الف" درخواست مي کند به وي مراجعه کند . مسوولين خوابگاه با توجه به غير معمول بودن اين درخواست به دانشجوي مذکور اظهار مي دارند احتمالا جهت انتقال وي به خوابگاه داخل دانشگاه ، احضار شده است.
فرداي آن روز "الف" به دفتر معاونت دانشجويي مراجعه مي کند . دکتر مددي ابتدا بحث را با مشکلات آموزشي اين دانشجو آغاز مي کند ولي در ادامه وارد مسايل اخلاقي و روابط خصوصي او می شود و براي اين که موارد مورد ادعای خود را با خانواده "الف" در ميان بگذارد ، شماره تلفن پدرش و خودش را درخواست مي کند.
(برای دیدین بقیه مطلب بر روی ادامه مطلب کلیک کنید)


ادامه نوشته

«شجريان» و «عليزاده»، بهترين خواننده و آهنگساز سال 86

بر اساس نتايج يك نظرسنجي «محمدرضا شجريان» به عنوان بهترين خواننده و «حسين عليزاده» به عنوان بهترين آهنگساز سال 86 انتخاب شده‌اند.
به گزارش خبرگزاري فارس، اين نظرسنجي را ماهنامه «فرهنگ و هنر» در شماره بيستم خود كه ويژه خرداد و تير سال 87 است، انجام و منتشر كرده است.
اين نظرسنجي طي روزهاي 25 اسفند سال گذشته تا پايان فروردين امسال از طريق پايگاه خبري مجله «فرهنگ و آهنگ» برگزار شده بود كه در آن از مخاطبان خواسته شده بود در دسته‌بندي‌‌هاي مختلف بهترين‌هاي موسيقي سال 86 را انتخاب كنند.
نتايج اين نظرسنجي به شرح زير است:

(برای دیدن بقیه مطلب بر روی ادامه مطلب کلیک کنید)

ادامه نوشته

پيامك لاتين تلفن همراه هفته آينده گران مي‌شود

براساس تصميم دولت در سال گذشته و به منظور فرهنگ سازي و گسترش خط و زبان فارسي در كشور، بهاي تعرفه پيامك لاتين تلفن همراه دولتي از هفته آينده گران خواهد شد.
به گزارش فارس، براساس مصوبه دولت كاهش تعرفه ارسال پيامك فارسي از اواخر سال گذشته اعمال شد وتعرفه پيامك لاتين نيز از ابتداي تيرماه سال جاري افزايش مي‌يابد.
براساس مصوبه سال گذشته دولت، تعرفه هر پيامك با حروف لاتين از 147 ريال به 222 ريال افزايش و تعرفه هر پيامك با 60 كاراكتر فارسي از 147 ريال به 89 ريال كاهش يافته است.
تجهيز نبودن بسياري از گوشي‌ها به زبان فارسي و محاسبه هر پيامك فارسي 2 تا 3 برابر پيام كوتاه با فونت لاتين از موانع كاربران براي ارسال پيامك فارسي است.
همراه اول كه بزرگ‌ترين اپراتور تلفن همراه كشور به شمار مي‌رود اكنون بيش از 27 ميليون مشترك تلفن همراه دائمي و اعتباري در كشور دارد.
پيش بيني مي‌شود كه روزانه بطور متوسط بيش از 40 ميليون پيامك در شبكه تلفن همراه دولتي رد و بدل ‌شود.

خودشناسي از روي امضاء

کساني که به طرف عقربه هاي ساعت امضاء مي کنند ،انسانهاي منطقي هستند .
کساني که بر عکس عقربه هاي ساعت امضاء مي کنند ،دير منطق را قبول مي کنند و معمولاً غير منطقي هستند .
کساني که از خطوط عمودي استفاده مي کنند لجاجت و پافشاري در امور دارند .
کساني که از خطوط افقي استفاده مي کنند انسانهاي منظمي هستند .
کساني که با فشارامضاء مي کنند ، در کودکي سختي کشيده اند .
کساني که پيچيده امضاء مي کنند آدمهاي شکاکي هستند .
کساني که در امضاي خود اسم و فاميل مي نويسند خودشان را در فاميل برتر مي دانند.
کساني که در امضاي خود فاميل مي نويسند داراي منزلت هستند .
کساني که اسمشان را مي نويسند و روي اسمشان خط مي زننداحتمالاً شخصيت خود را نشناخته اند.
کساني که به حالت دايره و بيضي امضاء مي کنند ، کساني هستند که مي خواهند به قله برسند

 

شنای اسلامی در سواحل ترکیه

خدمات هتل و گردشگری برای مسلمانانی که نمی خواهند با بیکینی به ساحل بروند جدیدا به صنعت پررونقی در ترکیه تبدیل شده است.
در عکس صحنه هایی از شنای زنان مجحبه در ساحل زیبای آنتالیا را مشاهده می کنید. این محل شنا از آن هتل پنج ستاره و بسیار مدرن "شاه این پارادایز" است که به شیوه اسلامی مدیریت می شود، دارای نمازخانه است و پنح وقت نماز جماعت اقامه می شود و به هنگام اذان صدای اذان در اتاقها پخش می شود، نوشیدن مشروبات الکلی در آن ممنوع است و کلا به شیوه اسلامی اداره می شود.

آدرس این هتل برای ایرانیانی که می خواهند با حجاب شنا کنند: شاه این پارادایز

منبع: روزنامه وطن ترکیه

فروش هتل های لاله به یک سرمایه دار ایرانی به قیمت 1200میلیارد ریال

هتل‌هاي بين‌المللي لاله به قيمت 1200ميليارد ريال به صورت نقدي به يك سرمايه‌‌دار ايراني فروخته شد.
به گزارش خبرنگار اجتماعي فارس، هتل‌هاي بين‌المللي لاله كه متعلق به سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري كشور بوده‌اند در راستاي تحقق سياست‌هاي اصل 44 قانون اساسي به بخش خصوصي فروخته شد.
گروه هتل‌هاي لاله شامل هتل لاله يزد، سرعين و تهران و آب درماني سبلان است كه به بالاترين قيمت پيشنهادي به سرمايه‌دار ايراني فروخته شد.
مناقصه فروش گروه هتل‌هاي لاله صبح امروز با حضور مقامات ذي‌صلاح كشوري، مسئولان سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري و سازمان بازرسي كل كشور برپا شد.
اين در حالي است كه آگهي فروش هتل‌هاي لاله طي ماه‌هاي گذشته در جرايد منتشر شد و سرمايه‌داران متعددي از كشورهاي مختلف چون تركيه، مالزي و ... علاقمند به خريد اين هتل‌ها بودند و امروز گروه هتل‌هاي لاله به يك سرمايه‌دار ايراني فروخته شد.
تنها ساختمان هتل‌هاي لاله فروخته شده است و زمين آن متعلق به شركت توسعه ايرانگردي و جهانگردي است.

 

رنسانس وارونه

Go to fullsize imageعلی شریعتی در بسیاری از نوشته و سخنرانی‌هایش انسان را پدیده‌ای دوگانه معرفی می‌كند كه از دو بخش كاملا نامتجانس و متضاد ساخته شده است. در دیدگاه فلسفی شریعتی، بخشی از شخصیت انسان از لجن، گل بدبو و حماء مسنون ساخته شده است كه بخش شیطانی، دنی، این دنیایی، حقیر، كثیف، لجن، حیوانی و دچار روزمرگی اوست. به نظر شریعتی همه‌ی رفتارهای انسانی مردان و زنانی كه كششی به سوی شادی، لذت، خوشی، ساختن و استفاده از مواهب زندگی دارد، یكسره مذموم است و “انسانِ تمام” كسی است كه هر چه بیشتر  از لذت‌ها و خوشی‌های زندگی‌ فاصله بگیرد و دور شود.

(برای دیدن ادامه مطلب بر روی ادامه کلیک کنید.)

ادامه نوشته

در سوگ شریعتی

                           

خداوندا! تو می دانی که انسان بودن و ماندن دراین دنیا چه دشوار است

چه زجری می کشد آن کس که انسان است و از احساس سرشار است...

دکتر علی شریعتی

 

با خود گفتم آیا حیف نیست که چنین فرد نابغه ای را داشته باشیم اما شناخت کافی نسبت به آن نداشته باشیم!باید گفت تفکرات شریعتی در حد خود جزء برترین تفکرات است!بیایید آگاهی خود را از او بالاتر ببریم.

چهار هفته به زایمان اولین مرد حامله باقی مانده است!

توماس باتی که 10 سال قبل تغییر جنسیت داده بود و به یک مرد تبدیل شده بود چهار هفته دیگر دخترش را به دنیا خواهد اورد.
توماس و نانسی اندکی بعد از ازدواج خواهان یک بچه شدند. اما مرد شدن توماس باتی این خواسته را به تعویق انداخت. زوج توماس و نانسی از 8 پزشک یاری خواستند اما خواسته هایشان رد شد. تنها یک دکتر به تغییر جنسیت باتی عکس العمل منفی نشان نداد: دکتر کمبرلی جیمز.
دکتر جیمز باتی را قبول کرد. و اکنون این دکتر نیز به اندازه توماس مشهور است. وی می گوید " وضعیت بسیار طبیعی است و جنین نیز سالم است. مسأله ای وجود ندارد"
توماس باتی ده سال قبل عمل جراحی سینه را گذرانده بود و سینه هایش را به صورت مردانه در آورده بود.
باتی که 5 سال از ازدواجش با زنش نانسی می گذرد با وجود مرد شدنش هیچگاه امید بچه دار شدن را از دست نداده بود. به خاطر همین اندامهای زنانه جنسی داخلی اش را از بین نبرده بود.
وی در پاسخ به سئوالی با عنوان اینکه "چرا از زنتان بچه نمی خواهید و خودتان می خواهید بچه دار بشوید؟" گفت "همسرم دو بچه دارد و من هرچقدر هم که مرد باشم باز هم زایمان را دوست دارم و از زمانی که خودم را شناختم اینگونه هستم!"
به گزارش گازته وطن؛ باتی یک خصوصیت دیگر هم دارد " وی زمانی ملکه زیبایی هاوایی بوده است"
وی درحالی که به شکمش دست می زند در مورد دختر آینده اش می گوید: "او پرنسس کوچولوی بابایش است!"

 uzakyol@gmail.com

آموزش خودکشي - زير 18 سال نخونن

اصولا واژه خودکشی به معنی خود کشتنه. يعنی در اين عمل فرد اونقدر خودشو می‌کشه که ميميره و اين خود کشتن به علت وارد آمدن مصايب و رنج‌های فراوان يا بالعکس صورت مي‌گيره
به نظر من خودکشی کار چندان جذابی نيست ولی بسيار هيجان انگيزه و به يه بار امتحانش مي‌ارزه. من خودم چند بار امتحانش كردم و با اينکه چند بارش هم مردم ولی همچين بگی نگی بدم نيومد
برخلاف نظر خيليها که می‌گن خودکشی خيلی راحت و سهله بايد بگم نخيييييييير... اونجوريام نيست. هر کاری قواعد و اصول خاص خودشو داره و خودکشي هم جدا از اين مطلب نيست
اول از همه اون کسايي که می خوان خودکشی کنن رو دسته‌بندي مي‌كنيم
کسی که در عشقش شکست خورده
کسی که ور شکست شده
(کسی که قاط زده ( مثه من
کسی که از زندگی خير نديده
کسی که بدجوری روش فشار اومده
کسی که کنجکاوه زودتر جهنمو ببينه
و خلاصه هر کسی که يه جورايي به آخر خط رسيده
افراد بالا، به هرحال مستقيم به جهنم می‌رن، ولی خدا همشون رو رحمت کنه
شما جزو كداميك از دسته‌هاي بالا هستيد؟
اگه هستيد ادامه مطلب رو بخونيد و گرنه يه دسته جديد برای خودتون بیاريد و بعد بقيه شو بخونيد
حالا فرض می‌کنيم: طرف تنها مياد توی يه اتاق و در رو قفل مي‌كنه و عزمشو برای خودکش جزم مي‌كنه. به دور برش نگاه مي‌كنه و اين وسايل رو مي‌بينه

طناب
سيخ کباب
کبريت آغشته به بنزين
قرض دياز پام
آمپول هوای تهران
دندون مصنوعی حاج خانمشون
لوله گاز
پاکت نايلون
چاقوی ميوه بری
نخ کاموايي
سوزن لحاف دوزی
تيغ ريش تراشی مصرف شده
مرگ موش

خب... براي شروع بد نيست
ولی نظرتون رو به يه موضوع مهم ولي پيش پا افتاده، جلب مي‌كنم: «تصوير و قيافه و ديسيپلين شما بعد از مردن خيلی مهمه
فرض کنيد درب اتاق شما رو می‌شکنن و شما رو در حالتی پيدا می‌کنن که از يه طناب از سقف آويزونيد و داريد مثل پاندول ساعت تاب می‌خوريد و زبونتون مثل زبون بلانسبت سگ آقای پتيول از دهنتون آويزونه و صورتتون سياه و ورم کرده و احتمالا در اثر فعل و انفعالات شيميايی شلوارتون هم خيسه
نه... خودتون جای تماشاگرا باشين، حالتون بهم نمی‌خوره؟ احساس انزجار بهتون دست نمی‌ده؟
قيافه شما بعد از خودکشی بايد از هميشه معصومانه تر... از هميشه زيباتر و از هميشه دوست داشتنی‌تر باشه تا دل همه حسابی بسوزه
با اين حساب، دور حلق آويز کردن... خودسوزی... و خفه‌گی با گاز رو خط بگيريد
يه بنده خدايي از دوستان، خيلی جالب خودکشی کرده که در نوع خودش يه ابتکاره
ايشان، دوتا انگشت شصتش رو فرو کرد توی سوراخای دماغش و با انگشتای ديگرش هم دهنشو محکم گرفت و اونقدر خودشو خفه کرد تا مرد
فقط بدی کارش اين بود که هيچکس بعد از مرگش انگشتای شصتشو از توی دماغش بيرون نکشيد... چون به هر حال کار کثيفيه. حالا خودتون قضاوت کنيد. اين خودکشی ترحم کسی رو بر می انگيزه؟
يا اونايي که روی سرشون نايلون می‌کشن و دور گردنشون روی نايلون رو با طناب می‌بندن و يا اونايي که خودشون رو جلوی ماشين ميندازن و له می‌شن... اينا همشون ديوونه‌ان
خودکشی ايده‌آل خودکشي است که بدون درد، بدون عوارض جانبی، بدون تاثيرات بد و منفی روی صورت و اندام، بدون صدا، بدون کثافتکاری و باشه
ژاپونی‌ها يه جور خودکشی جالب رو ابداع کردن به اين صورت که يه سوزن جوالدوز رو برداشته و از روی سينه فرو می‌کنن توی قلبشون. البته اين کار يه کم درد داره. يه جورايي حس می کنيد که توی سينه تون آب جوش داره قل مي‌زنه. ولی حداقل، عوارض ظاهری نداره. ولی بديش اينه که حتما می‌ميريد
در صورتی که خودکشی وقتی خوبه که شما نميريد
يه جور خودکشی که بيشتر بين شکمو‌ها رواج داره استفاده از خوراکی برای مردنه. اين نوع خودکشی خيلی حال داره
چون حداقل گشنه نميميری! و خوبی مهم ترش اينه که به سر منزل مقصود هم نمی‌رسی و معمولا زنده می‌مونی. نمونه‌اش اينكه: يه بنده خدايي که با سی‌تا قرص ديازپام خودکشی کرد و دور و بری‌ها به هوای اينکه مرده خاکش كردند و يارو بعد از دو سه روز خواب ملس چشاشو باز کرد وديد: ای دل غافل... همه جا سياهه و يه موش هم داره انگشت پاشو می‌جوه. زنده بگوری خداييش وحشتناکه
اول خوب فکراتونو بکنين بعد خودتونو بکشيد
يه موضوع مهم توی خودکشي، پشيمونی ديرهنگامه. هشتاد و نه درصد کسايي که خودشون رو مي‌کشن، وسط يا آخر کار پشيمون می‌شن و اين در حاليه که هيچ راهی برای برگشت نيست. يه يارويي برای خودکشی يه تيکه پارچه رو گلوله می‌کنه و فرو می‌کنه توی حلقش و با ته گوشکوب ميده بره پايين ولی همون لحظه پشيمون مي‌شه و اين درحاليه که داره خفه می‌شه... يارو می‌دوه بيرون و از شدت عجله از روی پله‌های آپارتمان پرت می‌شه پايين و می‌ميره... و جالب اينکه مرگش به علت ضربه مغزی اعلام شد نه خفگي
نکته مهم ديگه اينه که مدت خود کشي نبايد زياد طولانی باشه
مثلا فرض کنيد در نوع رگ زدن خيلی طول می‌کشه تا خون تموم بشه و تازه آلودگی خون روی زمين و لباساتون رو هم در نظر بگيريد
يا استفاده از گاز شهری امکان داره باعث بشه نه تنها خودتون بميريد بلکه خونه و بقيه رو هم بفرستيد روی هوا
پس عاقلانه تر رفتار کنيد
تا حالا به چند نتيجه مهم رسيديم كه سعي كنيد در خودكشي حتما اين نكات را مدنظر قرار دهيد
زمان خودکشی رو درست انتخاب کنيد. (بهترين موقع بعد از ظهر ساعت شش
مبادا بعد از خودکشی از ريخت و قيافه بيفتيد
بهترين لباستونو تنتون کنيد
حتما يه يادداشت بذاريد و علت خودکشی رو شرح بديد و انگشت هم بزنيد
خواهشا زياد کثيف کاری نکنيد
موقع خودکشی لبخند بزنيد تا لبخند روی لبتون باقی بمونه
لطفا چشاتونو باز نذاريد چون خيلی وحشتناکه
يه بسته دستمال کاغذی حتما روی ميزتون باشه
اتاقتونو قبل از خودکشی مرتب کنيد. (پليسا ببينن خوب نيست
رد انگشتتونو همه جا بماليد تا بفهمن خودتون، خودتونو کشتيد
يه جوری خودکشی کنيد که دوباره بشه زنده تون کرد
دليلتون برای خودکشی قانع کننده باشه
برای مسايل عشقی خودکشی کردن کار الاغاست... بلانسبت شما
قبل از خودکشی حتما يه فال حافظ بگيريد
قبل از خودکشی استفاده از ادکلن و دئودرانت و زدن مسواک يادتون نره
بهتره بعد از مرگ... مثلا مرگ... در حالت دراز کش باشي
اگه توی دستتون يه گل سرخ باشه صحنه خيلی رمانتيکتر و رويايي‌تر به نظر مياد و اشک آور تره
در اتاق رو حتما قفل کنيد که جريان هيجان انگيزتر باشه
قبل از خودکشی حتما گريه کنيد . صورتتون اشک آلود باشه
خودتونو براي رفتن به جهنم رفتن آماده کنيد

حالا جديد ترين و راحت ترين روشهای خودکشی :

برای جنس نرينه
«استفاده از جوراب»
تخت خواب رو آماده کنيد
تمام تن و سرتونو ببريد زير پتو
خيلي آروم نوک انگشتاتونو از زير پتو بيرون بياريد و جوراباتونو ببريد زير پتو
هيچ راه نفوذی برای هوا نذاريد
يک ساعت بعد... شما مرديد
خدا رحمتتون کنه

برای جنس مادينه
« سوء استفاده از موش»
تخت خواب رو مرتب کنيد
بريد زير پتو
اتاق حتما کاملا تاريک و ساکت باشه
حالا چشماتونو ببنديد و فرض کنيد يه موش خوشگل داره روی تنتون راه ميره
خواهش می‌کنم جيغ نزنيد و بدون سر و صدا از وحشت زياد بميريد
مرسی

توی جهنم می‌بينمتون

نويسنده : نميدونم اما ازش خواهش ميکنم با من تماس بگيره

 

m.ghasembeik@hotmail.com

 

آواز شهرام ناظری در پاریس

شهرام ناظری قبل از آغاز تور کنسرتش در ایران ، در مراسم خداحافظی"جرالد ویولت" از ریاست تئاتر شهر پاریس در روز 23خردادماه(12 ژوئن) به اجرای برنامه می پردازد.
در این برنامه که هنرمندانی از آمریکا،هندوستان،آلمان وبرخی کشورهای افریقایی و...شرکت دارند،شهرام ناظری به عنوان میهمان ویژه تئاتر شهر حضور خواهد داشت و بنا به دعوت "جرالد ویولت"به مدت ده دقیقه به اجرای موسیقی ایرانی خواهد پرداخت.
جرالد ویولت از چهره های فرهنگی و شناخته شده کشور فرانسه است که نزدیک به سی سال ریاست مهمترین مرکز هنری فرانسه یعنی تئاتر شهر پاریس را برعهده داشته است.
ویولت در مراسم اهدای بالاترین نشان فرهنگی فرانسه(شوالیه) که سال گذشته به شهرام ناظری اهدا شد در باره ویژگی های صدا و هنرموسیقی ناظری با شور و احساس بسیار تاثیرگذاری به سخنرانی پرداخت .
همچنین محمود سراجی مدیر برگزاری کنسرت های شهرام ناظری در ایران ، با اعلام اینکه تورکنسرت شهرام ناظری از شهر یزد آغاز می شود به خبرنگار مهر گفت : پس از دو سال وقفه در اجرای کنسرت های استاد،سلسله برنامه هایی تا پایان تابستان در دست اجرا داریم که ابتدا در روزهای 13 و 14 تیرماه در یزد و سپس در شهرهای کرمان،قزوین ،اصفهان وتهران برگزار می شود.
مدیرعامل موسسه فرهنگ و هنرحافظ با اشاره به اینکه برخی از برنامه های شهرام ناظری به بعد از ماه مبارک رمضان (نیمه دوم سال) موکول شده است ابراز امیدواری کرد با همکاری خوب مسئولان ارشاد و سایر نهادهای ذی ربط درشهرستان ها امسال ناظری در اکثر شهرهای ایران به اجرای برنامه بپردازد.

 (در عکس می بینید:جرالد ویولت در مراسم اهدای نشان شوالیه در پاریس)

قدرت افکار مثبت

همان گونه که جسم ویتامین می طلبد و اگر از طریق عادی و طبیعی به دست نیاید، باید قرص آن را خورد و یا آمپول آن را تزریق کرد، روح نیز برای تقویت خود نیاز به ویتامین دارد.

همه باید بتوانند علاوه بر خود، روان خانواده، همکاران و اطرافیان را نیز روان کنند؛ پویا کنند؛ جاری کنند.

نپرسید: مگر روان، روان نیست. جوابش را خوب میدانید. بعضی وقت ها کلید می کنیم، در شکست ها گیر می کنیم، در اشتباهات، در نگاههای منفی به زندگی، در نگرش به خود می مانیم. بر خلاف ملاصدرا که هر از چند گاهی سر خود را تکان می داد تا ذهنش نو و خلاق شود، در گذشته و کهنه باقی می مانیم.

در این مواقع دیگر روانمان روان نیست؛ یعنی شرایط سلامت روانی فراهم نیست.

راه اول روحیه سازی است، چرا که برای موفقیت، برای محبوبیت، برای آرامش، برای سلامتی و برای بهره بردن از زندگی باید همواره روحیه داشت. به بیان دیگر روان را روان کرد.

برای لذت بردن از زندگی، روان را باید روان کنیم.

 

منبع: قسمتی از صحبت های جناب آقای خسرو شکیبایی-بازیگر

درسی که افشین قطبی به همه ما داد(آیا در خانه کسی هست؟)

برای اولین بار، بیست سال پیش ایرانیان با نام افشین قطبی آشنا شدند و این زمانی بود که او جزو گروه فنی تیم ملی آمریکا بود. در آن زمان به مخیله کسی هم خطور نمی کرد که افشین را در ایران آنهم بعنوان سرپرست یک تیم فوتبال ببینند.
بلافاصله پس از اتمام بازیهای آسیائی ۲۰۰۶ که قطبی در نقش کمک مربی تیم کره جنوبی ایفای نقش می کرد به ایران پرواز کرد و بالاخره در آگوست ۲۰۰۷ پس از سی سال آمد که مدت طولانی در سرزمین مادری خود بماند. افشین نقش مربیگری تیم پرسپولیس را بر عهده گرفت و در همان زمان این مربی ایرانی- آمریکائی به طرفداران پرسپولیس قول داد که به دوران افول این تیم خاتمه خواهد داد. دستیار او در این سفر پرخطر حمید استیلی بود که به گفته ای گل قرن را که در سال ۱۹۹۸ بر تور دروازه ایالات متحده در جریان مسابقات جام جهانی بوسه زد به ثمر رساند.
قطبی در تمام مدت سعی داشت با ایجاد و انگیزه در شاگردانش آنان را به لحاظ روحی آماده دستیابی به عنوان قهرمانی نماید اما از همان لحظه نخست مورد طعنه و استهزاء بخش بزرگی از دست اندرکاران فوتبال در ایران قرار گرفت.
آنها گفته های افشین قطبی را رویاپردازی قلمداد می کردند و معتقد بودند که این ماه عسل بسرعت به پایان خواهد آمد.
مخالفت ها با افشین قطبی از یک مصاحبه استیلی آغاز شد که طی آن وی مخالفت خود را با روش کار افشین اعلام نمود. پس از این مصاحبه گروهی از بازیکنان پرسپولیس نیز به گروه دشمنان او پیوستند در حالیکه مسئولین باشگاه اتفاقاتی را که در جریان بود تائید نمی کردند.
اما آنچه که مهم است و محور بحث ماست اینست که مسلما قطبی از رفتاری که در مجموعه پرسپولیس با وی می شد راضی و خوشحال نبود و این امر بخصوص شامل برخورد همکاران وی می شد. با اینهمه هرگز دیده نشد که او زبان به انتقاد از همکاران خود بگشاید. نه تنها چنین نکرد بلکه همواره آنان را در موقعیت های مختلف می ستود و سهمی در پیروزی های بدست آمده برای آنان قائل می شد.
قطبی از مهارت های خود برای ایجاد فضائی جدید استفاده کرد. در حالی که طبق یک عادت دیرینه تیم ها به هنگام مواجهه با شکست داور، روش های ناپسند دفاع تیم حریف، شرایط فوق العاده بد زمین، هواداران تیم مقابل و غیره را مسئول شکست خود قلمداد می کردند قطبی به تمجید از تیم های پیروز و مربیان و بازیکنان آنان پرداخت.
افشین قطبی نه از آن جهت که توانست راه قهرمانی را برای تیم پرسپولیس هموار کند باید در خاطره ها بماند بلکه وی مشخصه هائی از خود بروز داد که جامعه ما از سطح مدیریت گرفته تا نیروهای سیاسی و بالاخره بدنه جامعه فاقد آن هستند. نخست اینکه افشین نه تنها "واقع بین" بود بلکه "واقع گو" نیز بود. ضعف های خود را می دید و علت شکست را در "درون" جستجو می کرد نه "بیرون". دوم اینکه در اوج تضاد و اختلاف نظر به کار تیمی تن در می داد و تفاوت در دیدگاه را دلیل موجهی برای ترک اردوگاه خود نمی دید.
قطبی می دانست که اگر هدف را گم نکند رویاهایش به واقعیت بدل خواهد شد. او همواره جایگاهی رفیع در قلب دوستداران فوتبال در ایران خواهد داشت. اما مهم تر از فوتبال و قهرمانی درس بزرگی بود که قطبی به ایرانی ها داد. اینکه بجای جنگ با واقعیت و تحریف آن برای توجیه شکست های خود و بجای دامن زدن به جنگ های داخلی باید بر هدف متمرکز شد و با روحیه پر مهر و واقع بین حتی دشمنان را به تکریم در برابر توانائیهای خود واداشت. آیا کسی در خانه هست؟

 

chehrzad332@yahoo.com

به امید آمدن یوسف زهرا و گرفتن انتقام از دشمنان ایشان

از غم دوست در اين ميكده فرياد كشم
دادرسى نيست كه در هجر رخش داد كشم

داد و بيداد كه در محفل ما رندى نيست
كه برش شكوه برم داد ز بيداد كشم

شاديم داد غمم داد و جفا داد و وفا
با صفا منت آن را كه به من داد كشم

عاشم عاشق روى تو نه چيز دگرى
بار هجران و وصالت‏به دل شاد كشم

مُردم از زندگى بى تو كه با من هستى
طرفه سرى است كه بايد بر استاد كشم

سالها مى ‏گذرد حادثه‏ ها مى آيد
انتظار فرج از نيمه خرداد كشم

hamed.1360@yahoo.com

 

كيفيت وفات حضرت زهرا و علل بيمارى و شهادت حضرت زهرا

با وجود سفارش آن حضرت به نهان داشتن شرايط جسمى و وضعيت روحى‏اش پس از آن رويدادهاى تلخ، و با وجود رازدارى امير مؤمنان، سرانجام خبر بيمارى بانوى بانوان در مدينه منتشر گرديد و همگان از شرايط آن حضرت آگاه شدند. لازم به يادآورى است كه فاطمه عليهاالسلام از بيمارى سختى شكايت نداشت كه غيرقابل مداوا برسد، بلكه آنچه او را سخت رنج مى‏داد و پيكرش را آب مى‏كرد، امواج دردها و مصيبتها و رنجهايى بود كه هر روز بر آن افزوده مى‏شد و اين فشارها بود كه بر رنج و بيمارى برخاسته از صدمات وارده در يورش به خانه‏اش، كمك مى‏كرد تا بانوى سرفراز گيتى را به بستر شهادت بكشاند.
در كنار اينها فشار سوگ پدر و گريه بسيار بر آن حضرت نيز از عواملى بود كه باعث شدت بيمارى و زوال شادابى و طراوت از خورشيد جهان‏افروز وجود او مى‏شد و بايد ستم و خشونت و مواضع ناجوانمردانه‏ى برخى از مسلمان‏نماها و نيز تحول ارتجاعى در سيستم سياسى و دگرگونى كارها و تغيير اوضاع و شرايط به سود ارتجاع و جاهليت را نيز از عواملى برشمرد كه فشار دردها و رنجها را هر لحظه بيشتر مى‏ساخت و خورشيد وجود انديشمندترين و آزاده‏ترين بانوى جهان هستى را بسوى افق مغرب پيش مى‏برد.
فاطمه در يورش دژخيمان دولت غاصب به خانه‏اش به گونه‏اى ميان در و ديوار فشرده شد كه علاوه بر وارد آمدن صدمات سخت بر وجود گرانمايه‏اش، جنين وى نيز سقط گرديد و تازيانه‏هاى بيدادى كه بر پيكر مطهرش فرود آمد، بدنش را مجروح و خون‏آلود ساخت و آثار عميقى در آن نازنين‏بدن برجاى نهاد. و نيز ضربات شديد ديگرى بر او وارد آمد كه جسم و جان و روح ملكوتى‏اش را به شدت آزرد.
آرى همه‏ى اين امور و رويدادهاى دردناك دست به دست هم دادند و آن حضرت را به بستر بيمارى كشانده و از انجام كارهاى خويش بازداشتند.
حضرت امام حسن مجتبى عليه‏السلام در يك مجلس مناظره در حضور معاويه خطاب به مغيرة بن شعبه فرمود: «تو مادرم را زده و مصدوم و مجروح ساختى، تا اينكه او بچه‏اش را سقط كرد...» (انت الذى ضربت فاطمة بنت رسول‏اللَّه صلى اللَّه عليه و آله حتى ادميتها و القت ما فى بطنها...) (1)
و حضرت امام صادق عليه‏السلام با تصريح بيشتر در مورد علت بيمارى و شهادت فاطمه عليهاالسلام مى‏فرمايند:
و كان سبب وفاتها ان قنفذا مولى الرجل لكزها بنعل السيف بامره فاسقطت محسنا، و مرضت من ذلك مرضا شديدا. (2)
سبب شهادت فاطمه اين بود كه قنفذ (غلام خليفه دوم) با غلاف شمشير او را زده و بچه‏اش را كشت و مادرم از اين جهت به بستر بيمارى افتاد.
اسماء لحظه‏اى حضرت را به حال خود واگذاشت و بعد صدا زد و جوابى نشنيد، صدا زد اى دختر محمد مصطفى، اى دختر گرامى‏ترين كسى كه زنان حمل او را عهده‏دار شدند، اى دختر بهترين كسى كه بر روى ريگ‏هاى زمين پاى گذارده، اى دختر كسى كه به پروردگارش به فاصله دو تير كمان و يا كمتر نزديك شد، اما جوابى نيامد چون جامه را از روى صورت حضرت برداشت، مشاهده كرد از دنيا رخت بر بسته است، خود را به روى حضرت انداخت و در حالى كه ايشان را مى‏بوسيد گفت: فاطمه آن هنگام كه نزد پدرت رسول خدا رفتى سلام اسماء بنت عميس را به آن حضرت برسان، آنگاه گريبان چاك زده و از خانه بيرون آمد، حسنين به او رسيده و گفتند: اسماء مادر ما كجا است؟ وى ساكت شد و جوابى نداد، آنان وارد اتاق شده ديدند حضرت دراز كشيده حسين عليه‏السلام حضرت را تكان داد ديد از دنيا رفته است، فرمود: اى برادر خداوند تو را در مصيبت مادر پاداش دهد.
حسن خود را بر روى مادر انداخته و گاهى مى‏بوسيد و مى‏گفت: اى مادر با من سخن بگو پيش از آن كه روح از بدنم جدا شود، و حسين جلو آمده و پاهاى حضرت را مى‏بوسيد و مى‏گفت: اى مادر من پسرت حسينم، پيش از آنكه قلبم منفجر شود و بميرم با من صحبت كن.
اسماء به آنها گفت: اى فرزندان رسول خدا برويد نزد پدرتان على عليه‏السلام او را از مرگ مادرتان خبردار كنيد، آن دو از منزل بيرون رفته و صدا مى‏زدند:يا محمداه يا احمداه، امروز كه مادرمان از دنيا رفت رحلت تو تجديد شد، بعد به مسجد رفته و على عليه‏السلام را خبردار كردند حضرت با شنيدن خبر فوت فاطمه عليهاالسلام از هوش رفت و با پاشيدن آب بر او به هوش آمد و چنين گفت: اى دختر حضرت محمد به چه كسى تسليت بگوئيم، من هميشه به وسيله تو دلدارى داده مى‏شدم، بعد از تو چه كسى موجب دلدارى و تسليت من خواهد شد.

روایات در مورد کیفیت وفات حضرت زهرا(س)

1ـ به ام‏سلمه فرمود: برايم آبى آماده كن تا بدان غسل كنم، ام‏سلمه آب را آورد، غسل كرد و جامه پاكى پوشيد، دستور داد بسترش را در وسط اتاق بگستراند،به طرف راستش رو به قبله خوابيد و دست راستش را زير صورتش گذاشت.(1)
2- در روايت ديگرى آمده كه: حضرت به اسماء فرمود: آبى برايم آماده كن، بعد با آن غسل كرده و سپس فرمود: جامه‏هاى جديدم را به من بده، آنها را پوشيده و فرمود: بقيه حنوط پدرم را از فلان جا برايم بياور و زير سرم بگذار و مرا تنها گذاشته و از اينجا بيرون برو، مى‏خواهم با پروردگارم مناجات كنم.
اسماء مى‏گويد: از اتفاق بيرون شدم و صداى مناجات آن حضرت را مى‏شنيدم، آهسته به طورى كه مرا نبيند وارد شدم ديدم دست به سوى آسمان دراز كرده و مى‏گويد: پروردگارا به حق محمد مصطفى و اشتياقى كه به ديدار من داشت، و به شوهرم على مرتضى و اندوهش بر من و به حسن مجتبى و گريه‏اش بر من و به حسين شهيد و پژمردگى و حسرتش بر من و به دخترانم كه پاره تن فاطمه مى‏باشند و غم و اندوهى كه بر من دارند، از مى‏خواهم كه بر گناهكاران امت محمد ترحم فرمائى و آنان را بيامرزى و به بهشت وارد كنى كه تو بزرگوارترين سؤال شوندگان و مهربان‏ترين مهربانانى. (2)
3- و گفت: قدرى مرا به خود واگذار و بعد مرا بخوان، اگر پاسخ تو را دادم كه بسيار خوب و اگر جوابى ندادم بدان كه من به سوى پدر خود، (يا پروردگارم) رفتم.
اسماء لحظه‏اى حضرت را به حال خود واگذاشت و بعد صدا زد و جوابى نشنيد، صدا زد اى دختر محمد مصطفى، اى دختر گرامى‏ترين كسى كه زنان حمل او را عهده‏دار شدند، اى دختر بهترين كسى كه بر روى ريگ‏هاى زمين پاى گذارده، اى دختر كسى كه به پروردگارش به فاصله دو تير كمان و يا كمتر نزديك شد، اما جوابى نيامد چون جامه را از روى صورت حضرت برداشت، مشاهده كرد از دنيا رخت بر بسته است، خود را به روى حضرت انداخت و در حالى كه ايشان را مى‏بوسيد گفت: فاطمه آن هنگام كه نزد پدرت رسول خدا رفتى سلام اسماء بنت عميس را به آن حضرت برسان، آنگاه گريبان چاك زده و از خانه بيرون آمد، حسنين به او رسيده و گفتند: اسماء مادر ما كجا است؟ وى ساكت شد و جوابى نداد، آنان وارد اتاق شده ديدند حضرت دراز كشيده حسين عليه‏السلام حضرت را تكان داد ديد از دنيا رفته است، فرمود: اى برادر خداوند تو را در مصيبت مادر پاداش دهد.
حسن خود را بر روى مادر انداخته و گاهى مى‏بوسيد و مى‏گفت: اى مادر با من سخن بگو پيش از آن كه روح از بدنم جدا شود، و حسين جلو آمده و پاهاى حضرت را مى‏بوسيد و مى‏گفت: اى مادر من پسرت حسينم، پيش از آنكه قلبم منفجر شود و بميرم با من صحبت كن.
اسماء به آنها گفت: اى فرزندان رسول خدا برويد نزد پدرتان على عليه‏السلام او را از مرگ مادرتان خبردار كنيد، آن دو از منزل بيرون رفته و صدا مى‏زدند:يا محمداه يا احمداه، امروز كه مادرمان از دنيا رفت رحلت تو تجديد شد، بعد به مسجد رفته و على عليه‏السلام را خبردار كردند حضرت با شنيدن خبر فوت فاطمه عليهاالسلام از هوش رفت و با پاشيدن آب بر او به هوش آمد و چنين گفت: اى دختر حضرت محمد به چه كسى تسليت بگوئيم، من هميشه به وسيله تو دلدارى داده مى‏شدم، بعد از تو چه كسى موجب دلدارى و تسليت من خواهد شد.

  1ـ بلادى بحرانى «وفات فاطمه الزهراء» 77.
2ـ وفاه فاطمة الزهراء/ 78.

 

گوش چپ "گوش عشق" است.

گروهی از دانشمندان آمریکایی کشف کردند گوش چپ که اطلاعات خود را به نیمکره راست مغز ارسال می کند گوش "عشق" است و بنابراین عبارات احساسی را برای درک بهتر باید در این گوش نجوا کرد.
به گزارش مهر، مغز انسان به دو نیمکره راست و چپ تقسیم می شود. بخش چپ مغز منطق، توجه به جزئیات، زبان، علم و استراتژیها را نشان می دهد و طرف راست تصورات، اشراق و سیر و سلوک، دید همزمان، تخیلات و احساسات را حاکمیت می کند.
هر یک از این بخشهای مغز قسمت مخالف بدن را کنترل می کنند. بنابراین منطقی است که تصور شود یک جمله احساسی اگر مستقیما از طرف چپ بدن ارسال شود سریعتر به مراکز احساسی می رسند.
به طور طبیعی چشم راست با زکاوت بیشتری می تواند رنگها را درک کند این درحالی است که بهتر است مادران گونه چپ کودک را ببوسند و یا با دست چپ کودک را در آغوش بگیرند.
در حقیقت دانشمندان دانشگاه ساسکس انگلیس در تحقیقات خود نشان دادند که 85 درصد از زنان چپ دست یا راست دست کودک خود را با دست چپ در آغوش می گیرند. به این ترتیب واکنشهای فیزیکی و احساسی کودک مستقیما به طرف راست مغز مادر می رسند.
براساس گزارش تایمز، به تازگی گروهی از محققان دانشگاه "سم هاستون" آمریکا با آزمایش هزار و 120 نفر مشاهده کردند که گوش چپ در این افراد "گوش عشق" است.. به طوری که 69 درصد از موارد خاطر نشان کردند تمام عبارات شیرین و عاطفی را هنگامی که از راه گوش چپ می شنوند بهتر درک می کنند و تنها 56 درصد از موارد اگر این عبارات را با گوش راست بشوند می توانند عمق آنها را درک کنند.

shanaz_am@yahoo.com

دستور ساختن تابوت

 روايت شده: فاطمه (س) به اسماء بنت عُمَيْس فرمود: من ناپسند مى‏دانم آنچه را كه با آن جنازه‏ى زنان را حمل مى‏كنند (1) كه پارچه‏اى روى جنازه‏ى آنها مى‏اندازند و جسم آنها از زير پارچه پيدا است، و هر كس آن را ديد تشخيص مى‏دهد كه مرد است يا زن، من ضعيف شده‏ام و گوشت بدنم گداخته شده، آيا چيزى نمى‏سازى كه مرا بپوشاند.
اسماء گفت: آن زمان كه در حبشه بودم (2) مردم حبشه براى حمل جنازه چيزى را كه پوشاننده بدن بود ساخته بودند، اگر مى‏خواهى مثل آن را بسازم.
فاطمه (س) فرمود: آن را بساز.
اسماء تختى طلبيد و آن را به رو انداخت، سپس چند چوب از شاخه‏ى خرما طلبيد و آن را بر پايه‏هاى آن تخت، استوار كرد و سپس پارچه‏اى روى آن كشيد (شبيه عِمارى درآمد) و به فاطمه (س) عرض كرد: تابوتهاى مردم حبشه، اين گونه است.
فاطمه (س) آنرا پسنديد و به اسماء فرمود: خدا تو را از آتش دوزخ محفوظ بدارد، مانند اين تابوت براى من بسازد و مرا با آن بپوشان.
و نقل شده وقتى كه حضرت زهرا (س) آن تابوت را ديد خنديد، با توجه به اينكه بعد از رحلت رسول خدا (ص) هيچگاه تبسّم (لبخند) نكرده بود و فرمود: اين تابوت، چقدر زيبا و نيكو است كه مانع مشخص شدن زن و مرد مى‏شود! (3)

  1ـ گويا تابوت آن زمان همانند نردبانى بدون ديوار بوده، و جنازه را روى آن مى‏گذاشتند، و جنازه مشخّص مى‏شد.
2ـ اسماء همسر جعفر طيّار بود، و حدود پانزده سال همراه جعفر در حبشه به سر برد و بعد از شهادت جعفر، همسر ابوبكر شد، محمد بن ابوبكر پسر او است (مترجم).
3ـ كشف‏الغمّه ج 2 ص 67 به نقل از ابن‏عبّاس

http://www.yazahra.net/far/selecttext.php?ic=372&subid=10

وصاياى حضرت زهرا

 بسم الله الرحمن الرحيم هذا ما اوصت به فاطمة بنت رسول‏اله و هى تشهد ان لا اله اله الله و ان محمدا رسول‏الله و ان الجنة حق والنار حق و ان الساعة آتية لاريب فيها و ان الله يبعث من فى القبور يا على انا فاطمه بنت محمد زوجنى الله منك لاكون لك فى الدنيا و الاخرة انت اولى بى من غيرى حنطنى و غسلنى و كفنى بالليل وصل على و ادفنى بالليل و لا تعلم احدا و استودعك الله و اقراء على ولدى السلام الى يوم القيامة.(1)
اين است وصيت فاطمه دختر رسول خدا و او شهادت مى‏دهد به يگانگى و يكتايى ذات باريتعالى و رسالت حضرت محمد رسول‏الله و گواهى مى‏دهد كه بهشت حق است و آتش جهنم حق است و بدون شك قيامت در پيش است و خواهد آمد و خدا در آن روز همه را از قبرها برمى‏انگيزد يا على من فاطمه دختر محمدم كه خداوند مرا به ازدواج تو درآورد تا در دنيا و آخرت همسر تو باشم و از آن تو، تو از هركس بر من نزديكترى مرا شبانه حنوط كن و شب غسل بده و شبانه كفنم كن و شب به خاك بسپار و كسى را از دفن من مطلع مكن. تو را به خدا مى‏سپارم و سلام من به فرزندانم تا روز قيامت برسان. و در بعضى از روايات دارد كه زهرا عليهاالسلام به على عليه‏السلام گفت: يابن عم دلم تمناى مرگ دارد ساعتى نخواهد گذشت جز آن كه از تو مفارقت نمايم.
على عليه‏السلام فرمود: اى دختر رسول خدا وصيت كن به آنچه مى‏خواهى و هر چه در دل دارى بيان كن على عليه‏السلام نشست بالاى سر فاطمه و خانه را از بيگانه خالى كرد جز فاطمه و على كسى نبود فاطمه عرض كرد: اى پسر عم هيچگاه در زندگى به شما دروغ نگفته‏ام و در زندگى زناشويى با تو راه خيانت نپيموده‏ام و لا خالفتك منذ عاشرتنى. و هرگز در معاشرت با تو از در مفارقت وارد نشده‏ام و پيوسته مطيع فرمان تو بوده‏ام. على عليه‏السلام فرمود:
پناه مى‏برم به خدا (اى دختر رسول خدا) تو بانوى راستگويى و داناتر و پرهيزگارتر و نيكوكارتر و گرامى‏تر از هركسى، من نيز از خدا در مخالفت با تو بيمناك بوده‏ام و فراق تو بر من سخت ناگوار است فقدان تو بر من تجديد مصيبتى است كه از رحلت پيغمبر بر من وارد شد به خدا قسم مصيبت فراق تو بر من چنان است كه هيچ چيز نمى‏تواند مرا تسليت دهد در آن حال هر دو به گريه افتادند و مدتى زار زار اشك ريختند (بعضى نوشته‏اند كه چون اطاق خلوت شد زهرا عليهاالسلام به على عليه‏السلام عرض كرد پسر عم جلوتر بيا و دستت را روى سينه من بگذار على عليه‏السلام خواهش آن بانو را عمل كرد آنگاه عرض كرد پسر عم از من راضى باش على عليه‏السلام فرمود: زهرا جان از تو راضيم خداى نيز از تو راضى باشد. عرض كرد نه على جان مى‏دانى من از چه چيزى از شما رضايت مى‏خواهم روزى كه دشمن به صورت من سيلى زد و با خستگى و درد جسمانى و روح افسرده آمدم منزل ديدم تو در كنج حجره نشسته‏اى و مشغول جمع‏آورى قرآنى با تندى با شما سخن گفتم و به شما گفتم يابن ابيطالب اى پسر ابى‏طالب در كنج حجره نشسته‏اى و مثل جنين در رحم حجره قرار گرفته‏اى دشمن به همسرت تعدى كرده...
غصه‏دار بودم و با تو پرخاش كردم اينك از تو رضايت مى‏خواهم از من راضى باش) مولاى متقيان سر فاطمه را به سينه چسباند و با مهربانى فرمود: زهرا جان از تو راضيم خدا و رسول از تو راضى باشند هرچه مى‏خواهى بگو كه اجرا خواهم كرد. آن بانو در حالى كه اشك مى‏ريخت گفت شوهر گراميم خداوند تو را جزاى خير دهد وصيت من اين است كه دختر خواهر من امامه را تزويج كنى (امامه دختر زينب بنت رسول‏الله بود كه مادرش در زمان پدر فوت كرده بود) زيرا امامه به فرزندان من مهربانى خواهد كرد و بهترين پرستار آنها است و مرد هم ناگزير است زنى در خانه داشته باشد.
از جمله وصاياى حضرت زهرا عليهاالسلام به همسرش اين بود كه گفت: شوهر عزيزم براى من تابوتى بساز كه فرشتگان صورت آن را به من نشان داده‏اند و امام عليه‏السلام از وى خواست كه وصف آن را برايش بيان كند تا طبق خواسته‏اش عمل نمايد.
«مورخين نوشته‏اند كه وصف تابوت در متن وصيت آن بانوى بزرگ اسلام نيست» و باز گفت: همسرم وصيت ديگرم اين است كه هيچكس به جنازه من حاضر نشود.
من از اين مردم كه به من ستم كردند و حق مرا غصب نمودند متنفرم.
اينها دشمن من و دشمن رسول خدا (ص) هستند اجازه نده از اين قوم و هوادارانشان كسى بر جنازه من حاضر شوند و نماز بخوانند يا على مرا در تاريكى شب آنگاه كه ديدگان مردم به خواب رفت به خاك بسپار تا از دفن من بى‏خبر باشند. (2) 

http://www.yazahra.net/far/selecttext.php?ic=376&subid=10

آن مرد آمد و رفت ...

خیلی ها بودند که میگفتند بابا این کيه دارن میارن؟ (یکیش من بودم)
طرف فقط دستیار بوده و توی کل عمرش سرمربیگری نکرده ،
نمیدونه میخواد بیاد باشگاهی که اندازه ی کل باشگاه های دنیا حاشیه داره ،
مدیر عامل خودش کی هست که رفته اینم اورده ،
میگفتن باید یکیرو بیارن که متعصب باشه (میدونیم دستکم بین بازیکنای استقلال پرسپولیس تعصب یعنی کشک )
آخه این شناختی از فوتبال باشگاهی ایران نداره که آقا از راه نرسیده قول قهرمانیم داده ، انگار هیچی از لیگ ما نمیدونه.
نمیدونست که این فوتبال با کل دنیا فرق داره ،
نمی دونست اینجا بازیکنای تیم خودت همش میخوان زیرآبتو بزنن ،
نمیدونست که اینجا مجبور میشه یه روز مربیشو اخراج کنه تا تیمش نتیجه بگیره ،
نمیدونست تیمش اونقدر بی پوله که نتونه حتی با تهدید کم کردن 6 امتیاز بدهکاریشو بده ،
نمیدونست اینجا مردم روحیشون با یه برد یا باخت از این رو به اون رو میشه و زندگیشون به امید همین دلخوشیای موقت تغییر میکنه ،
نمیدونست یه روز بهش میگن بیا سرمربی تیم ملی شو و 2 ساعت بعد یکی دیگه رو سرمربی میکنن ؛
فقط اینو تکرار میکرد:
پرسپولیس قهرمان میشه !
بازیکنام قلب شیر دارن !
به اندازه ی ما مسلمون نبود ، ولی بیشتر از ما به خدا تو موفقیتش اشاره میکرد.
میگفت از اینکه مردم تو خیابون آشغال میریزن ناراحت میشم !
میگفت ایرانیا بهترین هوادارای جهان رو دارن ،
میگفت بهترین لحظه ی زندگیش اون لحظه ای بوده که هوادارا آخر بازی با سپاهان ریختن رو سرو کلش و اون درد رو بهترین درد زندگیش می دونست ،
وقتی براش یه فیلم ازخودش و هوادارا و پرسپولیس گذاشتن بغض گلوشو گرفت ؛
یه روز مونده به رفتنش هم جایی رفت که بعضی از ما تو کل عمرمون فکرم نمیکنیم که یه سر بزنیم ؛
اون به دیدار بیمارای سرطانی رفت ؛
و شاید برای همیشه از ایران رفت...

ramin_2014@yahoo.com

پاره آجر

روزي مردي ثروتمند در اتومبيل جديد و گران قيمت خود با سرعت فراوان از خيابان كم رفت و آمدي مي گذشت.
ناگهان از بين دو اتومبيل پارك شده در كنار خيابان يك پسر بچه پاره آجري به سمت او پرتاب كرد.پاره آجر به اتومبيل او برخورد كرد .
مرد پايش را روي ترمز گذاشت و سريع پياده شد و ديد كه اتومبيلش صدمه زيادي ديده است. به طرف پسرك رفت تا او را به سختي تنبيه كند.
پسرك گريان با تلاش فراوان بالاخره توانست توجه مرد را به سمت پياده رو، جايي كه برادر فلجش از روي صندلي چرخدار به زمين افتاده بود جلب كند.
پسرك گفت:"اينجا خيابان خلوتي است و به ندرت كسي از آن عبور مي كند. هر چه منتظر ايستادم و از رانندگان كمك خواستم كسي توجه نكرد. برادر بزرگم از روي صندلي چرخدارش به زمين افتاده و من زور كافي براي بلند كردنش ندارم.
"براي اينكه شما را متوقف كتم ناچار شدم از اين پاره آجر استفاده كنم ".
مرد متاثر شد و به فكر فرو رفت... برادر پسرك را روي صندلي اش نشاند، سوار ماشينش شد و به راه افتاد ....
در زندگي چنان با سرعت حركت نكنيد كه ديگران مجبور شوند براي جلب توجه شما پاره آجر به طرفتان پرتاب كنند!
خدا در روح ما زمزمه مي كند و با قلب ما حرف مي زند.
اما بعضي اوقات زماني كه ما وقت نداريم گوش كنيم، او مجبور مي شود پاره آجري به سمت ما پرتاب كند.
اين انتخاب خودمان است كه گوش كنيم يا نه!

 

shanaz_am@yahoo.com

سوتی ها و شایعه های عشقولانه در گوگل و یاهو: امید کردستانی و سوزان دکر

در چند ماه اخیر در سایتهای اینترنتی امریکایی بویژه در سایت جنجالی ولی وگ  مطلب جالبی در باره زندگی خانوادگی امید کردستانی (مدیر ارشد مالی گوگل با ثروتی حدود ۲ میلیارد دلار) و خانم سوزان (سوزی) دکر Sue Decker  پرزیدنت سایت یاهو منتشر شده .
خانم بکر که در سال گذشته میلادی ( 2007 ) مجموع حقوق و مزایای سالانه اش در یاهو به یکباره  29 درصد افزایش یافته و از 850 هزار دلار به 1.1 میلیون دلار رسید و مخالفت شدیدی با پیشنهاد 44 میلیارد دلاری مایکروسافت برای خرید یاهو داشت و می خواست که یاهو را مستقل نگهدارد (اما بعد از مخالفت سهامداران یاهو مجبور به کناره گیری از صحنه و دوری از رسانه ها شد) اخیرا ، با وجود داشتن سه فرزند که کوچکترینشان در سال   2002 متولد شده،  از همسرش ، اقای مایکل دو وی Michael Dovey  که شغلش سرمایه گذاری بانکی است، طلاق گرفته. مدارک دادگاهی این طلاق ، که علنی و در دسترس عموم است، نشانگر اینست که آقای مایکل دو وی هیچ نفقه و پولی از خانم بکر درخواست نکرده و مثلا غرور مردانه اش را حفظ کرده و گفته که خودم به اندازه کافی ثروتمند هستم نیازی به پول همسرم ندارم...عکسی از خانم بکر و تصویری از او و همسر سابقش را می بینید..

اما در مورد امید کردستانی  Omid Kordestani  و همسر ایرانی اش خانم بیتا دریابری  Bita Daryabari : از ماه نوامبر سال 2007  (آبان 1387) شایعاتی مبنی بر گرایش عاطفی آقا امید به یکی از خانم های فرانسوی همکارش در دپارتمان مالی گوگل در نیویورک بنام خانم ژیسل هیزکاک  Gisel Hiscock  ( عکس سیاه سفید سمت راست) در سایتهای اینترنتی ( ابتدا در سایت ولی وگ) منتشر و اعلام شد که  ظاهرا امید و بیتا که دو فرزند هم دارند اختلاف پیدا کرده اند و حتی خانم ژیسل هیزکاک  قراره که برای نزدیکی بیشتر با امید از نیویورک به کالیفرنیا منتقل بشه .
انتشار این مسئله در اینترنت باعث ایجاد بحثهای زیادی در بین کاربران اینترنتی بویژه ایرانیهای مقیم امریکا شد و بحثها به جاهای باریک هم کشیده شد و اینکه آیا مردهای ایرانی بهترند یا زنها و یا اینکه آیا اصلا  شهرت و ثروتمندی امثال آقای امید کردستانی آیا باعث میشه که پس هر کاری در زندگی می کنند هم قابل دفاع هست یا نه؟....  
همکلاسان سابقش میگویند که در دانشگاه همیشه معدل نمراتش یعنی GPA او 4 ( از 4 ) - یعنی عالی- بوده، اما آیا این دلیلی بر صحه گذاشتن بر تمامی کارها و تصمیماتش میشود؟.. ضمن اینکه جزییات دو طرفه مسایل خانوادگی کردستانی و بیتا دریابری هم هنوز معلوم نیست تا کاربران بتوانند قضاوت کامل و عادلانه ای داشته باشند.. این شایعه ها وسیعا روی اینترنت هست. و برای آدمهای معروف و سوپر ثروتمند هم مسئله ای عادی است.
امید کردستانی ، دوازدهمین کارمندی که گوگل استخدام کرد،   فعالیتهای غیر بیزینسی هم دارد و از جمله بنیانگزار بنیاد صلح طلبی PARSA Community Foundation  برای ترویج همزیستی و دوستی بین دولتهای ایران و امریکا است و معتقد است که ترافیک اینترنتی  که جوانان ایرانی در درون ایران بوجود آورده اند نه تنها بازار فوق العاده ای برای امثال گوگل است بلکه بتدریج باعث بازتر شدن فضای سیاسی  در ایران هم خواهد شد. او از قبل از انقلاب که پس از فوت پدرش بخاطر سرطان، همراه با مادر و برادرش به امریکا مهاجرت کردند تابحال به ایران باز نگشته اما عاشق ایران است. مادرش در امریکا با شغل پرستاری ، امید و برادرش را بزرگ کرد. امید کردستانی در امریکا در یک دبیرستان کاتولیک بنام سانتا کلارا Santa Clara (که آنوقتها اسمش بوچسر یا باچسر  Buchser    بود)   درس خوانده .   
اما کمی هم در مورد خانم بیتا دریابری: او یک ایرانی است و از دانشگاههای امریکا مدارک لیسانس و فوق لیسانس داره و در شرکتهای کامپیوتری و مخابراتی امریکایی کار کرده و ضمنا یک فعال سیاسی و فعال حقوق زنان هم هست: بنیانگزار بنیاد زن نمونه     unique zan foundation      و  همچنین در بنیاد سیاسی  iranian american pac    هم فعالیت می کنه ...( پک  PAC ها در امریکا به گروههای غیر دولتی و غیر انتفاعی متشکل از افراد مختلف برای لابی گری سیاسی و غیره گفته میشه) ..  و در بعضی نهادهای فرهنگی و ادبی ایرانی در امریکا هم فعال است و حتی اخیرا ( دو ماه پیش در دانشگاه استنفورد امریکا) هم به خانم سیمین بهبهانی (شاعر) جایزه ای داده...

 

chehrzad332@yahoo.com

جزييات افزايش حقوق كارمندان و بازنشستگان

هيئت وزيران به منظور ايجاد بستر لازم براي اجراي كامل قانون مديريت خدمات كشوري و در راستاي اجراي قانون بودجه ‪ ۱۳۸۷‬كل كشور و با هدف منطقي كردن حقوق و مزاياي كاركنان خود، ضريب حقوق كارمندان شاغل، بازنشستگان و مستمري بگيران را تعيين كرد.
به گزارش رجانيوز به نقل از پايگاه اطلاع رساني دولت، در مصوبه جديد هيئت وزيران ضمن افزايش ‪ ۱۰‬درصدي حداقل حقوق كارمندان دولت، ضريب حقوق كارمندان شاغل از ‪ ۴۵۴‬به ‪ ۴۹۰‬ريال افزايش يافته و فوق‌العاده تعديل سال ‪ ۸۶‬كارمندان نيز به طور مقطوع به سرجمع فوق‌العاده جذب آنها افزوده شده و حقوق تمام بازنشستگان و وظيفه بگيران كشوري و لشكري نيز ‪ ۱۰‬درصد افزايش يافته است.
بر اساس اين مصوبه بخش‌هايي از قانون مديرت خدمات كشوري كه اكنون قابليت اجرا دارد و براي كارمندان بازنشستگان اعمال شده و بستر لازم براي عملياتي كردن ساير بخش‌هاي قانون كه نياز به آيين نامه و يا دستورالعمل دارد ، نيز فراهم خواهد شد.
مصوبه اخير دولت موجب اجراي فصل سيزدهم قانون مديريت خدمات كشوري و تطبيق بازنشستگان با مفاد اين قانون شده كه نتيجه آن رفع ناهماهنگي، تبعيض و بي عدالتي ايجاد شده در گذشته در مورد بازنشستگان كشوري و لشكري شده و از اين پس حقوق آنان با شرايط مشابه يكسان و هماهنگ پرداخت خواهد شد.
در مصوبه دولت، با ايجاد تنوع در روش‌هاي پرداخت پاداش پايان خدمت افرادي كه در اجراي قانون بازنشستگي پيش از موعد كاركنان دولت و ساير قوانين بازنشسته مي‌شوند، پيش بيني شده است كه پرداخت اين پاداش، به صورت نقدي و واگذاري سهام با روش‌هاي بسيار مطلوب براي جلوگيري از كاهش ارزش آن با رشد تورم و برخورداري از سود سهام واگذار شده امكان پذير مي‌شود.
اين تصميم دولت ساز و كاري مناسب براي جبران كمبود منابع لازم براي اجراي قانون مديريت خدمات كشوري بوده و نيز از آثار تورمي ناشي از تزريق پول نقد به جامعه جلوگيري خواهد كرد.
بر اين اساس ، كارمنداني كه بازنشسته شده و با انتخاب خود سهام دريافت مي كنند، از تخفيف ‪ ۱۰‬درصدي در محاسبه قيمت سهام و يا افزايش ‪ ۳۰‬درصدي در ارزش سهام با دريافت مبلغ اقساطي پنج ساله آن برخوردار خواهند شد.
با اجراي اين مصوبه ساز و كار لازم براي جلوگيري از توقف نظام اداري كشور و بلاتكليفي دستگاه‌هاي اجرايي و متضرر شدن كاركنان دولت به دليل لغو قوانين و مقررات قبلي و عدم امكان اجراي آن بخش از قانون مديريت خدمات كشوري كه مستلزم تدوين آيين نامه‌هاي مختلف است و پيش بيني شده از جمله برخورداري كاركنان از افزايش حقوق سالانه و ساير امتيازات اداري و استخدامي، به اين ترتيب كه تا تصويب و اجراي آيين نامه‌ها و دستورالعمل هاي قانون، مقررات قبلي پايدار باشند.
بر اساس مصوبه هيئت وزيران كه در جلسه مورخ ‪ ۸۷/۲/۲۹‬بنا به پيشنهاد معاونت توسعه مديريت و سرمايه انساني رئيس جمهور تصويب شده، بابت افزايش يك‌باره حقوق بازنشستگان، وظيفه بگيران يا مستمري بگيران تا پايان شش ماهه اول سال‪ ،۱۳۸۷‬سهام دولتي در بنگاه‌هاي اقتصادي مشمول بند (ج) سياست هاي اصل (‪ (۴۴‬قانون اساسي، به روش خارج از بورس با قيمت توافقي و با تصويب هيئت عالي واگذاري، در اختيار صندوق‌هاي بازنشستگي ذيربط قرار خواهد گرفت تا نسبت به اعطاي اين سهام به بازنشستگان اقدام كنند.
هيئت وزيران همچنين با توجه به قانون مديريت خدمات كشوري، صندوق‌هاي بازنشستگي را موظف كرد حقوق بازنشستگي كارمنداني را كه از تاريخ لازم الاجرا شدن قانون مديريت خدمات كشوري بازنشسته شده يا مي‌شوند نيز كماكان براساس حقوق و مزايايي كه ملاك كسور بازنشستگي يا حق بيمه (حسب مورد) آنان بوده است، تعيين و پرداخت كنند.
بر اين اساس، پاداش پايان خدمات مشمولين اين بند براساس آخرين حقوق و فوق العاده‌هاي دريافتي كه ملاك كسور بازنشستگي يا حق بيمه (حسب مورد) است، محاسبه و به وزارت امور اقتصادي و دارايي اعلام مي‌شود.
همچنين بر اساس اين مصوبه هيئت وزيران، وزارت اقتصاد مكلف شد معادل پاداش پايان خدمت كارمنداني كه با سنوات خدمت كامل بازنشسته شده و دستگاه اجرايي ملزم به بازنشسته نمودن آنان است، سهام دولتي در بنگاه‌هاي اقتصادي مشمول بند (ج) سياست‌هاي اصل (‪ (۴۴‬قانون اساسي را به روش خارج از بورس با قيمت توافقي و با تصويب هيئت عالي واگذاري در اختيار صندوق‌هاي بازنشستگي ذي ربط قرار دهد تا اين صندوق‌ها نسبت به پرداخت پاداش پايان خدمت استحقاقي هر يك از مشمولين به صورت نقدي اقدام كنند.
چنانچه كارمند بابت پاداش پايان خدمت خود تمايل به دريافت سهام داشته باشد، صندوق ذي ربط موظف است معادل اين پاداش سهام با قيمت ده درصد كمتر به وي واگذار كند. در صورت توافق كارمند صندوق مربوط مي‌تواند معادل پاداش پايان خدمت وي سهام بدون تخفيف واگذار نموده و به ميزان سي درصد ارزش سهام واگذار شده، سهام اضافي به صورت اقساطي پنج ساله به وي بفروشد، به نحوي كه پرداخت اولين قسط يك سال پس از دريافت سهام صورت پذيرد و در صورتي كه قيمت سهام واگذارشده به كارمند از قيمت توافقي صندوق با وزارت امور اقتصادي و دارايي كمتر شود، اين وزارتخانه موظف است معادل تفاوت حاصله، به صندوق سهام واگذار كند.
بر اساس اين مصوبه، موافقت دستگاههاي اجرايي با درخواست بازنشستگي كارمنداني كه با استفاده از تسهيلات قانون بازنشستگي پيش از موعد كاركنان دولت تقاضاي بازنشستگي دارند و همچنين ساير كارمنداني كه حايز شرايط بازنشستگي هستند ، موكول به توافق آنان در مورد دريافت پاداش پايان خدمت براساس ساز و كارهاي مندرج در قانون يا موافقت صندوق بازنشستگي ذي ربط با پرداخت نقدي اين پاداش براساس بند اخيرالذكر مي‌باشد.
هيئت وزيران دستگاه‌هاي اجرايي را موظف كرد با استفاده از ساز و كار مقرر در اين بند نسبت به بازخريدي كارمندان خود بر اساس قانون اقدام كنند.
بر اين اساس، وزارت امور اقتصادي و دارايي موظف است مطالبات صندوق‌هاي بازنشستگي بابت حقوق بازنشستگي و نيز كسور بازنشستگي يا حق بيمه سهم كارمند و كارفرما نسبت به سنوات ارفاقي موضوع اين قانون را با استفاده از ساز و كار مقرر در قانون برنامه چهارم توسعه، تسويه نمايد.
هيئت وزيران همچنين ضريب حقوق شاغلين از ابتداي سال ‪ ،۱۳۸۷‬را به ميزان چهارصد و نود (‪ (۴۹۰‬ريال تعيين كرد.
گفتني است، ضريب حقوق كاركنان دولت عددي است كه همه ساله با توجه به شاخص هزينه زندگي تعيين و به تصويب هيات وزيران مي‌رسد. افزايش سنواتي نيز ضريبي است كه همه ساله بر اساس ارزشيابي كاركنان تعيين مي‌شود و از ‪ ۳‬تا ‪ ۵‬درصد متفاوت است.
بر اساس اين مصوبه هيئت وزيران، از ابتداي سال ‪ ،۱۳۸۷‬معادل مبالغي كه در سال ‪ ۱۳۸۶‬تحت عنوان - فوق‌العاده تعديل> به شاغلين پرداخت شده است، به صورت مقطوع صرفا به سرجمع فوق‌العاده جذب آنان افزوده و فوق‌العاده تعديل از احكام اين افراد حذف مي‌شود.
طبق اين مصوبه، از ابتداي سال ‪ ،۱۳۸۷‬مبلغ مقطوع- فوق‌العاده تعديل> در مورد مشمولين طرح طبقه بندي معلمان آموزش و پرورش، مربيان آموزش فني و حرفه‌اي و مشمولين طرح طبقه بندي رسته بهداشتي و درماني به ميزان بيست و پنج درصد و در مورد ساير شاغلين دستگاه‌هاي اجرايي به ميزان پنجاه درصد افزايش مي‌يابد.
هيئت وزيران همچنين تصويب كرد كه حقوق بازنشستگي و وظيفه تمام بازنشستگان و وظيفه بگيران و مشتركان صندوق‌هاي بازنشستگي كشوري و نيروهاي مسلح كه تا پايان سال ‪ ۱۳۸۶‬برقرار شده است، از تاريخ ‪ ۱۳۸۷/۱/۱‬به ميزان ده درصد افزايش يابد.
بر اساس اين مصوبه، در صورتي كه حقوق بازنشستگي، وظيفه يا مستمري افرادي كه از ابتداي سال ‪ ۱۳۸۶‬تا پايان اين سال بازنشسته، از كارافتاده يا فوت شده اند، از افراد نظير كه با بر اساس قانون مديريت خدمات كشوري تطبيق يافته اند، كمترشود، از ابتداي سال ‪ ۱۳۸۷‬به همان ميزان افزايش مي‌يابد.
هيئت دولت، معاونت توسعه مديريت و سرمايه انساني رييس جمهور را موظف كرد اقدامات لازم براي تهيه و تنظيم آيين نامه ها، دستورالعمل ها، بخشنامه ها و ساز و كارهاي مورد نياز براي اجراي قانون مديريت خدمات كشوري را انجام دهد.
بر اساس يكي ديگر از بندهاي اين مصوبه ، مبلغ ‪۵۰‬ميليارد ريال در اختيار معاونت توسعه مديريت و سرمايه انساني رئيس جمهور قرار مي‌گيرد تا براي انجام مطالعات، بررسي‌ها و ساير اقدامات مربوط به استقرار اين قانون هزينه كند.
هيئت وزيران در اين مصوبه وزارت رفاه، وزارت دفاع ، وزارت اقتصاد، معاونت توسعه مديريت و سرمايه انساني رئيس جمهور و معاونت برنامه ريزي و نظارت راهبردي رئيس جمهور را موظف كرد حسب مورد گزارش عملكرد خود در اجراي اين تصويب نامه را به معاونت توسعه مديريت و سرمايه انساني رئيس جمهور به منظور جمع بندي و ارايه به هيئت وزيران ارسال نمايند.
اين مصوبه در تاريخ 87/3/8 ‪‬توسط پرويز داودي معاون اول رييس جمهور براي اجرا ابلاغ شد.

ماجراي دختران و پسران عاشق

روزي جواني از من پرسيد که چرا دخترها اين قدر ساده اند؟ گفتم چطور مگر؟ گفت آخر ما پول موادمان را هم از آنها مي گيريم...

حضور چندين ساله در ميان جوانان، اداره جلسات پرسش و پاسخ و ارائه مشاوره به اين قشر ارزشمند از جامعه، خاطرات تلخ و شيريني را براي من به همراه داشته است. از ميان موضوعات بسيار گوناگوني که در اين چند ساله با آن مواجه بودم بيشترين فراواني مربوط به سوالات پيرامون ارتباط با جنس مخالف بوده است و اينک بنا بر خواست دوستان اين تجربيات و مشاهدات خو را بدون به کار بردن اصطلاحات پيچيده ي علمي به رشته تحرير در مي آورم، باشد که مفيد واقع شود.

 

دوستي ها اغلب با وعده ازدواج آغاز مي شود

بيشتر دختراني که ماجراي ارتباط خود با جنس مخالف را با من در ميان گذاشته اند مي گويند: «او به من گفت که ما با هم ازدواج خواهيم کرد.» به اعتقاد برخي صاحب نظران، انسان قبل از اينکه هر گناهي را مرتکب شود حتما آن را توجيه مي کند و الا فشار وجدان مانع انجام آن کار خواهد شد. اين توجيه مي تواند به صورت هاي گوناگون و متنوعي پديد آيد. برخي از اساس منکر خداوند مي شوند. برخي با گفتن «دنيا دو روزه» و جملات عوامانه اي از اين قبيل، خود را به غفلت مي زنند و برخي نيز به صورت موردي دست به توجيه مطالبات نفس خود مي زنند. وعده ازدواج نيز نوعاً از اين گونه توجيهات است.

تجربه نشان داده است که قريب به اتفاق اين نوع دوستي ها به ازدواج ختم نمي شود چرا که همه مردم به صورت فطري ارزش پاک بودن را مي دانند بنابراين همان جواني که قبل از ازدواج ممکن است با چندين دختر ارتباط داشته باشد در هنگام ازدواج، از مادرش مي خواهد که براي او يک دختر پاک و مؤمن انتخاب کند. وقتي من از آنها سوال مي کردم چرا با همان دختري که با او دوست بودي ازدواج نمي کني؟ مي گفتند: «او به درد دوستي مي خورد ولي به درد ازدواج نه. ازدواج شوخي بردار نيست، يا من به او اعتماد ندارم!»

 

آنها که به وعده ازدواج خود عمل مي کنند

البته من منکر اين نيستم که درصدي از اين دوستي ها به ازدواج ختم مي شود و حداقل دوره اي را در کنار هم احساس خوشبختي مي کنند. ولي متأسفانه اين خوشبختي ها چندان پايدار نمي ماند. بلکه ترديد و بدبيني به مرور زمان عرصه را بر اين زندگي مشترک تنگ مي کند. به عبارت ديگر بعد از اينکه يک سالي از زندگي مشترک گذشت و همه چيز به صورت عادي در آمد، اين افکار به ذهن آن جوان يورش مي برد که چرا همسرش زماني که مجرد بود به راحتي با او ارتباط برقرار کرد؟ آيا او قبلاً با کسي ارتباط داشته است؟ يا وقتي که من در خانه نيستم، او به من وفادار مي ماند؟

 

آنها که به وعده ازدواج خود عمل مي کنند

البته من منکر اين نيستم که درصدي از اين دوستي ها به ازدواج ختم مي شود و حداقل دوره اي را در کنار هم احساس خوشبختي مي کنند. ولي متأسفانه اين خوشبختي ها چندان پايدار نمي ماند. بلکه ترديد و بدبيني به مرور زمان عرصه را بر اين زندگي مشترک تنگ مي کند. به عبارت ديگر بعد از اينکه يک سالي از زندگي مشترک گذشت و همه چيز به صورت عادي در آمد، اين افکار به ذهن آن جوان يورش مي برد که چرا همسرش زماني که مجرد بود به راحتي با او ارتباط برقرار کرد؟ آيا او قبلاً با کسي ارتباط داشته است؟ يا وقتي که من در خانه نيستم، او به من وفادار مي ماند؟

يادم مي آيد که در يکي از شبهاي ماه مبارک رمضان، مادري به همراه دختر جوانش به من مراجعه کردند. مادر مي گفت: «شوهر دخترم بسيار آدم بدبيني است. وقتي از خانه بيرون مي رود، تلفن را قطع و درب را قفل مي کند و ...» سؤال کردم آيا او قبل از ازدواج، با آن جوان دوست بوده است؟ گفت: بله. گفتم مشکل همين جاست که داماد شما اعتمادش را به همسرش از دست داده است. بنده شاهد برخي از اين تنش ها که به خاطر بدبيني ها صورت گرفته است، بوده ام که متأسفانه سرانجام خوشي نداشته اند. البته اين بدبيني مختص آقايان نيست بلکه برخي از خانم ها نيز چون سابقه شوهرشان را مي دانند هر لحظه احساس مي کنند که ممکن است شوهرشان با کس ديگري ارتباط داشته باشد. از اين رو هم کلام شدن شوهرشان با هر زني را به چشم شک و ترديد مي نگرند.

 

دوستي به خاطر شناخت جنس مخالف

برخي اظهار مي کنند که دوستي من با او به اين خاطر بوده که مي خواستم جنس مخالف را بشناسم و تجربه کسب کنم. تعداد اين نوع دوستي ها که به خاطر ارضاي حس کنجکاوي و لذت ناشي از هيجانات عاطفي صورت مي گيرد، کم نيست. من هميشه از اين خانم هاي جوان سوال مي کردم که آيا مي خواهي او را بشناسي يا اينکه جنس مذکر را؟ اگر مي خواهي او را بشناسي، اين شيوه ساده لوحانه است يا وقتي مي تواني به شناخت درستي از او برسي که بابت اين شناخت غرامت سنگيني پرداخته باشي. چرا که هرگز کسي که براي ايجاد چنين ارتباطي تلاش کرده، حاضر نمي شود تا ليستي از معايب و نقايص خود را در اختيار شما قرار دهد بلکه او در اولين برخورد سعي مي کند علايق و سلايق شما را بشناسد و آن چنان باشد که شما مي خواهيد نه آن چنان که در واقع هست. بنابراين، او خود را همچون ويتريني مطابق سليقه ي شما تزئين مي کند. حتي سعي مي کند اسم مستعاري براي خود انتخاب کند که هم وزن اسم شما باشد. اما اگر مي خواهيد با شناخت آن جوان، جنس مذکر را بشناسيد، اين کار خيلي منطقي به نظر نمي رسد. چرا که جنس مذکر يا مؤنث همچون محصولات مشترک يک شرکت نيستند که با شناخت يکي از آنها بتواني بقيه را نيز شناسايي کني. بلکه هر انساني در عين داشتن سرشت مشترک داراي ويژگي هاي شخصي فراواني است و اين ويژگي ها است که انسان ها را از هم متمايز کرده است. نتيجه آن که اين دليل نيز يک دليل قانع کننده براي موجه جلوه دادن دوستي باجنس مخالف نمي باشد. علاوه بر اينكه براي شناخت جنس مخالف مي توان از دقت در رفتار خواهر و برادر خود و يا رفتار پدر و مادر خود استفاده كرد.

 

پيامدهاي رواني و اجتماعي دوستي هاي خياباني به ظاهر بي خطر

هر چند امروزه کمتر سريال يا فيلم ايراني مي توان يافت که به نوعي به موضوع ازدواج اشاره نکند و يا روزي نيست که مطبوعات مقاله يا اخباري پيرامون ازدواج منتشر نکنند. ولي متأسفانه هنوز در معرفي معيارهاي واقعي ازدواج و شيوه هاي ارزشيابي اين معيارها، فرهنگ سازي درستي صورت نگرفته است. از اين رو يکي از آفاتي که دامن گير کساني مي شود که با جنس مخالف ارتباط داشته اند، تصوري است که از همسر ايده آل آينده پيدا مي کنند. مکرر ديده شده است که اين افراد، به ويژه هنگامي که با چندين نفر ارتباط داشته اند، ويژگي هاي مثبت دوست پسرها يا دوست دخترهاي خود را مي گيرند و تصوري که از همسر آينده خود در ذهن مي پرورانند، دارنده ي همه اين ويژگي هاي مثبت است. مثلاً از يکي از دوستان خود زيبايي، از ديگري وضعيت اقتصادي و از سومي زبان نرم و لفاظي را در ذهن خود ترکيب مي کند و يک شخص خيالي در ذهن خود خلق مي کند و از ميان خواستگاران به دنبال کسي است که بتواند با آن تصوير ذهني برابري کند. با اين تصور کاذب، يا ازدواج خويش را دائماً به تأخير مي اندازد و يا به هر حال تحت فشار رواني و ترس از نيافتن همسر مناسب با يکي از خواستگاران ازدواج مي کند، ولي چون برابر آن تصوير رؤيايي، انتظار بسيار بالايي از همسر خود دارند، معمولاً بعد از ازدواج با مشکل عدم تفاهم روبرو مي شوند. البته اين تصويرسازي ذهني غالباً به صورت ناخودآگاه انجام مي شود و خود شخص نيز ممکن است نداد که دليل تنش هاي مکرر با همسرش همين تصويرسازي و رؤيا و توقعات حاصل از آن است.

مشکل ديگر زماني پيش مي آيد که يکي از همسايگان يا آشنايان دختر از ارتباط او با يک جوان غريبه خبردار مي شوند. اين خبر فوراً ميان ديگران پخش مي شود. در نتيجه، وقتي که خواستگاري براي تحقيق اقدام مي کند، يا از سر خير خواهي يا حسادت، به هر حال آنچه ديده يا شنيده اند را با اندکي شرح و بسط، تحويل خانواده خواستگار مي دهند. اگر آن خواستگار انسان متعهدي باشد، هيچ گاه حاضر به ازدواج با چنين دختري نمي شود.

خلاصه اگر قرار بود براي آن خانم مثلاً ده خواستگار بيايد، تعداد آنها به دو يا سه نفر کاهش مي يابد که آنها نيز معلوم نيست هماني باشند که او مي خواست. و متأسفانه کم نيستند دختراني که فقط به خاطر يک بار اشتباه کردن براي هميشه از فهرست دختران انتخابي حذف مي شوند.

 

پيامدهاي وخيم تر دوستي هاي خياباني

دسته ديگري از پيامدهاي اين دوستي ها، زماني بروز مي کند که دختري مورد سوء استفاده قرار مي گيرد. در اين صورت فشار وجدان، ترس از رسوايي، باج خواهي مکرر و تنفر هميشگي از جنس مخالف به خاطر خيانتي که مرتکب شده است، به مرور زمان همچون کابوسي، نشاط و تحرک دختران را مورد تهديد قرار مي دهد. چه بسا اين تهديدها بعد از ازدواج آن خانم نيز ديده مي شود. يکي از موارد تلخي که بنده از آن مطلع شدم در مورد دختر نگون بختي بود که از روي سادگي نامه ها و عکس هايي را به دوست پسر خود داده بود. آن پسر حاضر به ازدواج با اين دختر خانم نبود و اجازه ي ازدواج با کس ديگري را نيز به او نمي داد. در نهايت دختر به خواستگار ديگري جواب مثبت داد. ولي آن به ظاهر دوست خيانت پيشه، نامه ها و عکس هاي آن خانم را سر سفره عقد تحويل داماد داد و شد آنچه نبايد مي شد.

مورد ديگر ماجرايي بود که دبير پرورشي يکي از دبيرستان هاي دخترانه کرج در اختيارم گذاشت. او که با شاگردان خود ارتباط بسيار صميمانه اي داشت، از من در مورد يکي ازشاگردان قبلي اش مشورت خواست و گفت دوست پسر سابق آن خانم گفته است که هر وقت شوهرت در منزل نبود بايد با من تماس بگيري که به خانه شما بيايم و الا همه چيز را تلفني به شوهرت خواهم گفت! راستي اگر شما خواننده محترم به جاي من بوديد چه پاسخي مي داديد؟

در هنگام نوشتن اين سطور تعداد زيادي از اين نوع خاطرات به ذهنم هجوم آورده اند که اگر بخواهم همه آنها را به رشته تحرير در آورم بي شک کتاب قطوري خواهد شد. فراموش نمي کنم که روزي تعدادي از اين خاطرات را در يکي از دبيرستان هاي دخترانه بيان مي کردم. بعد از سخنراني، يکي از دختران با قاطعيت گفت: «ولي دوست پسر من اين گونه که شما مي گوييد نيست.» گفتم: «اين بار که او را ديدي با يک قيافه مصمم بگو که ديگر نمي خواهي به دوستي با او ادامه بدهي. البته او فکر خواهد کرد شوخي مي کني ولي چند روزي اين رفتارت را ادامه بده. اگر بعد از چند روز او دست به تهديد و توهين به شما نزد و نگفت که همه چيز را به پدرت مي گويم، آن وقت من حرف هاي خود را پس مي گيرم» و ماجرا همان گونه شد که بنده پيش بيني کرده بودم.

هر چند موارد فوق بيشتر در مورد خانم ها صادق بود ولي آقايان نيز از اين نوع آسيب ها بي نصيب نمي مانند. افت هاي تحصيلي، بدبيني ها به جنس مخالف، انتقام هاي غير انساني، آلوده شدن به انحرافات جنسي، اعتياد و لکه دار شدن کرامت انساني از پيامدهاي رواني و اجتماعي شکست در اين نوع دوستي ها است. ولي از آنجا که بناي ما بر اختصار است از توضيح آنها صرف نظر مي کنيم.

 

دوستي هاي درآمد زا

پيامد ديگر اين دوستي ها که متأسفانه چند سالي است رو به افزايش است، اغفال و فروش دختران جوان است. امروز قاچاق دختران سومين قاچاق پر درآمد جهان محسوب مي شود. و در رتبه بندي بعد از قاچاق مواد مخدر و اسلحه است. هر چند که قاچاق دختران عوامل فراواني دارد، ولي يکي از عوامل اين پديده زشت، اغفال دختران با وعده هاي ازدواج و زندگي رؤيايي در خارج از کشور است. درکشور ما نيز گاهي با بروز يک حادثه تلخ، مدتي نشريات به آن مي پردازند و مسئولان را به تکاپو وا مي دارند ولي بعد از مدتي دوباره به دست فراموشي سپرده مي شوند.

از سوي ديگر سوء استفاده هاي مالي از دختران جوان هر روز ابعاد تازه تري مي يابد. حال چه به بهانه ي استخدام منشي و تايپيست و چه به بهانه هاي ديگر. بد نيست در اينجا به موردي که بنده به طور مستقيم از آن اطلاع پيدا کردم اشاره کنم.

روزي پسر جواني از من پرسيد که چرا اينقدر دخترها ساده اند؟ گفتم چطور مگر؟ گفت: «باور کنيد ما پول موادمان را هم از آنها مي گيريم.» گفتم چطوري؟ گفت: «چند روزي که با هم دوست شديم و حرف هاي عاشقانه زديم روزي با او تماس مي گيرم و برايش يک فيلم هندي بازي مي کنم که دست مادرم شکسته و الآن در بيمارستان است و براي عمل بايد تا يک ساعت ديگر مثلاٌ صد هزار تومان پول به بيمارستان بدهم. آن دختر ساده دل هم هر چه از طلا و پس انداز دارد در اولين فرصت به دست من مي رساند. آن شب با آن پول سور و ساتي برپا مي کنيم و براي هم تعريف مي کنيم که امروز چند تا دختر را سرکيسه کرده ايم.» حالا تصور کنيد آن دختر ايثارگري که شب هنگام در رختخواب خود دراز کشيده و فکر مي کند که با اين کار رمانتيکي که انجام داده حتماً آن پسر را براي هميشه اسير عشق خود کرده است. زهي خيال باطل.

 

دو نکته پاياني

1- ممکن است برخي از خوانندگان محترم اين تصور را داشته باشند که با همه اين توصيفات، از کجا معلوم که اين آفات در دوستي ما نيز به وجود بيايد؟ به عبارت ديگر هر قاعده اي استثنايي دارد. از کجا معلوم که ما استثناي اين قاعده نباشيم؟ جواب اين است که اولاً يک انسان عاقل هيچ گاه احتمال قريب به يقين را به خاطر چند درصد اميد به موفقيت ناديده نمي گيرد. از سوي ديگر در يک احتمال فقط ميزان احتمال شرط نيست، بلکه ارزش محتمل نيز اهميت دارد. اگر شخصي کاردان به شما بگويد به احتمال 50% اين خانه تا يک ساعت ديگر فرو مي ريزد، هر چند 50% احتمال دارد که سقف فرو نريزد ولي شما هيچگاه حاضر نمي شويد زير آن سقف بخوابيد. بلکه چه بسا به احتمالات کمتر از اين نيز اهميت دهيم. به راستي چگونه مي توان به مردي که به راحتي ارزش هاي ديني را ناديده گرفته و به ناموس ديگران دست اندازي مي کند اعتماد کرد؟ و چه تضميني وجود دارد که بعد از ازدواج، به زندگي مشترک و تعهد خود پايبند باشد و از سوي ديگر چگونه مي توان مطمئن شد که آن خانم که به راحتي از نجابت خود صرف نظر کرده، در آينده نيز مرتکب چنين خطايي نشود و بتواند فرزنداني پاک و مؤمن در دامان خويش بپروراند؟

2- مخاطب ما در اين نوشته کساني هستند که براي انسانيت و کرامت نفس خويش ارزش قائل هستند و الا گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله من، آنچه البته به جايي نرسد فرياد است.


الکساندر فلمينگ

کشاورزی فقير از اهالی اسکاتلند فلمينگ نام داشت. يک روز، در حالی که به دنبال امرار معاش خانواده‌اش بود، از باتلاقی در آن نزديکی صدای درخواست کمک را شنيد، وسايلش را بر روی زمين انداخت و به سمت باتلاق دويد...
پسری وحشت زده که تا کمر در باتلاق فرو رفته بود، فرياد می‌زد و تلاش می‌کرد تا خودش را آزاد کند.
فارمر فلمينگ او را از مرگی تدريجی و وحشتناک نجات داد...
روز بعد، کالسکه‌ای مجلل به منزل محقر فارمر فلمينگ رسيد.
مرد اشراف‌زاده خود را به عنوان پدر پسری معرفی کرد که فارمر فلمينگ نجاتش داده بود.
اشراف زاده گفت: «می‌خواهم جبران کنم شما زندگی پسرم را نجات دادی.»
کشاورز اسکاتلندی جواب داد: «من نمی‌توانم برای کاری که انجام داده‌ام پولی بگيرم.»
در همين لحظه پسر کشاورز وارد کلبه شد.
اشراف‌زاده پرسيد: «پسر شماست؟»
کشاورز با افتخار جواب داد: «بله»
- با هم معامله می‌کنيم. اجازه بدهيد او را همراه خودم ببرم تا تحصيل کند. اگر شبيه پدرش باشد، به مردی تبديل خواهد شد که تو به او افتخار خواهی کرد...
پسر فارمر فلمينگ از دانشکدة پزشکی سنت ماری در لندن فارغ التحصيل شد و همين طور ادامه داد تا در سراسر جهان به عنوان سِر الکساندر فلمينگ کاشف پنسيلين مشهور شد...
سال‌ها بعد، پسر همان اشراف‌زاده به ذات الريه مبتلا شد.
چه چيزی نجاتش داد؟ پنسيلين!

 

trash_young2001@yahoo.com

چای یا فنجان ؟!

گروهى از فارغ‌التحصيلان قديمى يک دانشگاه که همگى در حرفه خود آدم‌هاى موفقى شده بودند، به اتفاق هم به ملاقات يکى از استادان قديمى خود رفتند. پس از خوش و بش اوليه، هر کدام از آن‌ها در مورد کار خود توضيح مي‌داد و همگى از استرس زياد در کار و زندگى شکايت مي کردند. استاد به آشپزخانه رفت و با يک کترى بزرگ چاى و انواع و اقسام فنجان‌هاى جور واجور، از پلاستيکى و بلور و کريستال گرفته تا سفالى و چينى و يکبار مصرف بازگشت و مهمانانش را به چاى دعوت کرد و از آن‌ها خواست که خودشان زحمت چاى ريختن براى خودشان را بکشند.
پس از آن که تمام دانشجويان قديمى استاد براى خودشان چاى ريختند و صحبت‌ها از سر گرفته شد، استاد گفت: اگر توجه کرده باشيد، تمام فنجان‌هاى قشنگ و گران قيمت برداشته شده و فنجان‌هاى دم دستى و ارزان قيمت، داخل سينى برجاى مانده‌اند. شما هر کدام بهترين چيزها را براى خودتان مي‌خواهيد و اين از نظر شما امرى کاملا طبيعى است، اما منشاء مشکلات و استرس‌هاى شما هم همين است. مطمئن باشيد که فنجان به خودى خود تاثيرى بر کيفيت چاى ندارد. بلکه برعکس، در بعضى موارد يک فنجان گران قيمت و لوکس ممکن است کيفيت چايى که در آن است را از ديد ما پنهان کند.
چيزى که همه شما واقعا مي‌خواستيد يک چاى خوش عطر و خوش طعم بود، نه فنجان. اما شما ناخودآگاه به سراغ بهترين فنجان‌ها رفتيد و سپس به فنجان‌هاى يکديگر نگاه مي‌کرديد. زندگى هم مثل همين چاى است. کار، خانه، ماشين، پول، موقعيت اجتماعى و .... در حکم فنجان‌ها هستند. مورد مصرف آنها، نگهدارى و دربرگرفتن زندگى است. نوع فنجاني که ما داشته باشيم، نه کيفيت چاى را مشخص مي‌کند و نه آن را تغيير مي‌دهد. اما ما گاهى با صرفا تمرکز بر روى فنجان، از چايي که خداوند براى ما در طبيعت فراهم کرده است لذت نمي‌بريم.
خداوند چاى را به ما ارزاني داشته نه فنجان را. از چايتان لذت ببريد. خوشحال بودن البته به معني اينکه همه چيز عالى و کامل است، نيست. بلکه بدين معني است که شما تصميم گرفته‌ايد آن سوى عيب و نقص‌ها را هم ببينيد. در آرامش زندگى کنيد، آرامش هم درون شما زندگى خواهد کرد

firef0x2@yahoo.com

برترین عکس این روز های اینترنت

برترین عکس این روزهای اینترنت که در تعداد بی‌شماری از سایت‌ها و وبلاگ‌ها در موردش نوشته شده است، بی‌شک این عکس است:

phx_lander_516-387.jpg

این دو لکه سفید چه چیزی می‌توانند باشند؟!

در این عکس سطح‌نشین فنیکس در حالی دیده می‌شود، که چترش را باز کرده و در حال فرود روی سطح سیاره مریخ است. این عکس به کمک دوربین با وضوح بالای مدارگرد مریخ گرفته شده است.

در طول تاریخ فضانوردی و اکتشاف سیارات، این برای نخستین بار است که مراحل فرود یک فضاپیما توسط یک فضاپیمای دیگر شکار می‌شودو به تصویر کشیده می‌شود.

مدارگرد مریخ که 310 کیلومتر از سطح مریخ فاصله دارد، توانسته عکس جالبی بگیرد که در آن چترهای با عرض 10 متر فنیکس به خوبی پیداست. خود فنیکس در این عکس بیشتر از یک پیکسل اندازه ندارد. هر پیکسل این عکس، معادل 0.76 متر است. اگر خوب دقت کنید، حتی می‌توانید، طناب‌هایی که فنیکس را به چتر متصل می‌کنند، ببینید.

فنیکس در حالی چترهایش را گشود که 12.6 کیلومتر از سطح مریخ فاصله داشت و در آن زمان، سرعتی معادل 1.7 برابر سرعت صوت داشت.

زمان گرفتن عکس سه روز پیش، یعنی 25 می، در ساعت 4:36 بعد از ظهر به وقت پاسیفیک بود.

اگر می‌خواهید آخرین عکس‌ها و ویدئوهای مربوط به فنیکس را ببینید، به اینجا بروید.

فنیکس در توییتر و فیس‌بوک!
چرا اخبار مربوط به فنیکس را در توییتر دنبال نمی‌کنید! و چرا این کار را در فیس‌بوک انجام نمی‌دهید! می‌بینید که حتی فنیکس هم آلوده به توییتر شده است!

 

مديون خون کيستيد؟

شيعيان! مديون خون کيستيد؟
زنده از رقص جنون کيستيد؟
کيست تا اسلام را ياري کند؟
حکم حق را در زمين جاري کند؟
شيعيان فرهنگ عاشورا چه شد؟
پرچم خون رنگ عاشورا چه شد؟
کيست تا پرچم به دوش خون کشد؟
شيعه را از خواب خوش بيرون کشد؟
گفت مولاکل ارض کربلا
شيعه يعني غربت و رنج و بلا
کربلاغوغاست ساز و برگ کو؟
ظهر عاشوراست شور مرگ کو؟
ظهر عاشورا “فاين تذهبون”؟
“لم تقولان، مالاتفعلون”؟

 

ashege_shahadat_84@yahoo.com

در انتخاب هدیه این نکات را فراموش نکنید!

هدیه برای اینست که کسی را خوشحال نموده و یا از او به این نوع تشکر و قدردانی نمائیم ...هدیه کوچک و بزرگ ندارد ولی نکته مهم اینست که هدیه مناسب برای فرد مورد نظر تهیه گردد... مگر نه ؟
کسی که میخواهید برایش هدیه ای تهیه کنید اگر بشما نزدیک باشد کارتان راحتتر خواهد بود زیرا میتوانید حرفهایش را با جان و دل گوش کنید ...حرکات و سخنانش مقابل تلویزیون و آگهی های که از طریق تلویزیون میبیند را بسنجید ...ببینید کدام آگهی او را به هیجان آورده و خوشحال میکند ...و یا با آن فرد میتوانید بمراکز خرید و فروش بروید و چیزهائی که در ویترین مغازه ها دقتش را جلب میکنند در ذهنتان نگاه دارید ... پس قبل از خرید هدیه برای کسی باید کمی هم که باشد از خواسته های او مطلع باشید .
با نزدیکان و خویشاوندان کسی که میخواهید برایش هدیه ای تهیه نمائید صحیت کنید . اگر با فرد در روابط زیاد نزدیکی ندارید ، میتوانید با نزدیکانش ارتباط برقرار کرده و از دوستان ، خویشاوندان و یا اعضای خانواده اش سرنخهای مهمی در رابطه با نیازهایش بدست آورید .
میتوانید از خود او بپرسید : اگر نتوانستید در مورد خواسته اش اطلاعی بدست آورید و یا اینکه اگر او فردی مشکل پسند باشد آنگاه میتوانید خواسته اش را مستقیما از او جویا شوید . بله ..درست است که در این وضعیت موضوع سورپریزی در میان نمانده و یا اینکه آن عزیزتان کمی شرمنده شود ولی از اینکه چیزی ناخواسته برایش بخرید بهتر است ...
و هیچگاه فراموش نکنید که : در تهیه هدیه برای عزیزی هیچگاه گول جملات و عباراتی همانند " شما هرهدیه ای که بدهید او خواهد پسندید " و یا " مهمتر از همه این است که فراموش نکرده اید " و یا " هدیه لازم نیست " را نخورده و هدیه ای در خور شان عزیزتان تهیه کنید .


● از خرید و تهیه این قبیل هدایا دوری کنید !
برای کسانیکه سایز بدنشان را نمیدانید لباس و پوشاک نخرید . زیرا آنها را مجبور خواهید کرد که پوشاک خریده شده نامناسب را عوض کرده و یا اینکه بدست خیاطشان بسپارند . بجای آن بهتر است که چک هدیه به او بدهید .
برای کسانیکه به مجسمه ها علاقه دارند میتوانید اینگونه هدایائی تهیه کنید ولی برای کسانیکه این قبیل سرگرمی ندارند خریدن مجسمه آزاری بیش نیست چون در یافتن جائی برای قرار دادن آن همواره دچار مشکل خواهند بود.
از خرید و تهیه هدایائی که نقاط ضعف فرد را برخش بکشد جدا خودداری کنید.
هدایائی که در واقع خودتان را خوشحال کرده و بدانها نیاز دارید را برای کسی نخرید. از خرید هدیه ائی بر اساس سلیقه خودتان دوری کنید.
اگر کسی که میخواهید برایش هدیه ائی تهیه کنید ، تنوع طلب بوده و از چیزهای تازه خوشش میآید میتوانید برای او کورس زبان خارجی، کلاس رقص وموسیقی و یا اینکه کورس آموزش ورزشی خاص مثل تنیس را فراهم کنید. اگر به دیدن نمایشنامه، فیلم و یا کنسرتی علاقه خاصی دارد میتوانید بلیط آنرا فراهم کرده و برایش هدیه دهید . میتوانید برایش لوازم دکوری بگیرید که بتواند در آرایش خانه اش از آن استفاده کند . اگر به اینترنت علافه دارد خرید یک دامین و یا اگر به بازیهای کامپیوتری علاقه دارد، خرید چند بازی از این قبیل بیجا نخواهد بود ؟ برای کسانیکه بدنبال چیزهای کمیاب و نادر هستند نیز میتوانید آلبوم موسیقی قدیمی ، کتابی دلنشین و یا ...هدیه کنید .
 

 

تيم ملي علي دايي!

حکايت تيم ملي ايران با سرمربيگري علي دائي حکايت واقعا عجيبي است.

1- علي دايي هم سرمربي سايپا هست و در مسابقات جام باشگاههاي آسيا اين تيم را هدايت مي کند و هم به عنوان سرمربي تيم ملي در مسابقات مقدماتي جام جهاني 2010 آفريقاي جنوبي حضور دارد.
2- هفته گذشته تيم ملي ايران بازي تدارکاتي با ديگر تيم آقاي دايي يعني سايپا داشت! اون هم در زادگاه علي دايي يعني اردبيل و  در استاديوم 20 هزار نفري علي دايي! که در اين بازي سخت و نفس گير تيم ملي 6 بر صفر سايپا را شکست داد!
3- علاوه بر نيمکت تيم ملي، پيراهن تيم ملي هم به دايي رسيد. سه روز پيش فدراسيون فوتبال رسما اعلام کرد شرکت دايي، با کنار زدن رقيبان داخلي و خارجي (آديداس، نايک، پوما، مجيدي و ...) پيراهن هاي تيم ملي را توليد خواهد کرد و نام دايي در سمت چپ پيراهن هاي تيم ملي خواهد بود. جالب تر اينکه فدراسيون فوتبال نه تنها در اين قرار داد جديد سود مايي نخواهد داشت بلکه مبلغي را هم به آقاي دايي خواهد داد! و بدين سان پيراهن تيم ملي مي شود بيلبورد تبليغاتي دايي! (+)
4- تيم ملي که قرار هست 5 روز ديگه در مسابقات مقدماتي جام جهاني، در گرماي اين روزهاي تهران در ورزشگاه آزادي به مصاف امارات برود رفته و چند روز بعدش بايد در گرماي وحشتناک ابوظبي، بازي برگشت را با امارات انجام دهد، به تشخيص سرمربي، رفته و در خنک ترين نقطه ايران يعني اردبيل اردو زده!
5- در آخرين بازي دوستانه تيم ملي که چند روز پيش در ورزشگاه آزادي برگزار شد، تيم ملي به مصاف تيم زامبيا (که در رتبه 68 رده بندي فيفا قرار داره) رفت که توانست با دو گلي که از روي نقطه پنالتي زد، با نتيجه سه بر دو اين تيم گمنام افريقايي را در ورزشگاه ازادي شکست دهد(+)

از اين موارد اين چنيني، اين روزها در تيم ملي زياد است که ديگه نمي خوام همه اش را يک به يک ذکر کنم. اينکه علي دايي در زمان بازيگري خود افتخارات زيادي براي تيم ملي بدست آورده جاي شکي در آن نيست، اما اين روزها وقتي مصاحبه هاي وي و طرز صحبت کردن اش را در تلويزيون مي بينيم (و يا برخورد بسيار زننده اش با خبرنگاران را)، بيشتر ياد قشر لات و ارازل(!) مي افتيم تا يک سرمربي  جنتلمن براي تيم ملي!
البته شخصا معتقدم براي اين فدراسيون، چنين مربي لايق است، و بايد همه چيز فوتبال به همه چيزش بيايد، فدراسيوني که «کفاشيان» رئيس آن باشد، و «تاج» نائب رئيس اش، سرمربي آن هم بايد اين «دايي» باشد!
نکته آخر اينکه تفاوت کار را مي توانيد بطور ملموس در اينجا ببينيد که در آخرين بازي پرسپوليس که يک تيم باشگاهي است صد هزار نفر به استاديوم مي آيد و در بازي تيم ملي با زامبيا، کمتر از 500 نفر! که اون هم زامبيا را تشويق مي کردند!(+)

حافظ در عصر جديد

نيمه شب پريشب گشتم دچار کابوس
ديدم به خواب حافط توی صف اتوبوس
گفتم : سلام حافظ ، گفتا : عليک جانم
گفتم : کجا روی ؟ گفت : والله خود ندانم
گفتم : بگير فالي گفتا : نمانده حالي
گفتم : چگونه ای ؟ گفت : در بند بي خيالي
گفتم : که تازه تازه شعر و غزل چه داری ؟
گفتا : که مي سرايم شعر سپيد باری
گفتم : ز دولت عشق ، گفتا : کودتا شد
گفتم : رقيب ، گفتا : کله پا شد
گفتم : کجاست ليلي ؟ مشغول دلربايي؟
گفتا : شده ستاره در فيلم سينمايي
گفتم : بگو ، زخالش ، آن خال آتش افروز ؟
گفتا : عمل نموده ، ديروز يا پريروز
گفتم : بگو ، ز مويش گفتا که مش نموده
گفتم : بگو ، ز يارش گفتا ولش نموده
گفتم : چرا ؟ چگونه ؟ عاقل شده است مجنون ؟
گفتا : شديد گشته معتاد گرد و افيون
گفتم : کجاست جمشيد ؟ جام جهان نمايش ؟
گفتا : خريده قسطي تلويزيون به جايش
گفتم : بگو ، ز ساقي حالا شده چه کاره ؟
گفتا : شدست منشي در دفتر اداره
گفتم : بگو ، ز زاهد آن رهنمای منزل
گفتا : که دست خود را بردار از سر دل
گفتم : ز ساربان گو با کاروان غم ها
گفتا : آژانس دارد با تور دور دنيا
گفتم : بگو ، ز محمل يا از کجاوه يادی
گفتا : پژو ، دوو ، بنز يا گلف نوک مدادی
گفتم : که قاصدک کو آن باد صبح شرقي
گفتا : که جای خود را داده به فاکس برقي
گفتم : بيا ز هدهد جوييم راه چاره
گفتا : به جای هدهد ديش است و ماهواره
گفتم : سلام ما را باد صبا کجا برد ؟
گفتا : به پست داده ، آورد يا نياورد ؟
گفتم : بگو ، ز مشک آهوی دشت زنگي
گفتا : که ادکلن شد در شيشه های رنگي
گفتم : سراغ داری ميخانه ای حسابي ؟
گفتا : آنچه بود ار دم گشته چلوکبابي
گفتم : بيا دوتايي لب تر کنيم پنهان
گفتا : نمي هراسي از چوب پاسبانان ؟
گفتم : شراب نابي تو دست و پا نداری ؟
گفتا : که جاش دارم و افور با نگاری
گفتم : بلند بوده موی تو آن زمان ها
گفتا : به حبس بودم از ته زدند آن ها
گفتم : شما و زندان ؟ حافظ ما رو گرفتي ؟
گفتا : نديده بودم هالو به اين خرفتي !

 

m.ghasembeik@hotmail.com

غربت امام زمان(ع)

دلايل غيبت    امامزمان (ع) دو وجه دارد: وجه اول غيبت، غيبت جسماني و يا عنواني حضرت، و وجه دوم غيبت، غربت امام زمان (ع) است.
يك معناي غيبت اين است كه حضرت حق، سيزده معصوم را در اختيار عوام و خواص قرار داد، امّا معصوم چهاردهم را از چشم عموم پنهان نمود و امكان ديدار را تنها در اختيار كساني قرار داد كه توفيق رفع حجاب از ديدگان باطن خود را به دست آورند. لذا معناي نخست غيبت، حجابي است كه روي چشم‌هايي كشيده مي‌شود كه لياقت ديدن خوبي‌ها را ندارند:
گفتم كه روي خوبت از من چرا نهان است
گفتا تو خود حجابي ورنه رخم عيان است
گفتم فراق تا كي؟ گفتا كه تا تو هستي
گفتم كه نفس همين است، گفتا جواب همان است
اما غيبت متأسفانه وجه ديگري هم دارد و آن غربت امام عصر(ع) است. غربت در لغت به معناي دوري و بُعد مسافت و در عرف، به معناي ناخشنودي، و نارضايتي و عدم قرابت است. 
 

اولین ویدیو پروژکتور جیبی جهان

نظرتان راجع به یک ویدیو پروژکتور در سایز 13 در 8 سانتیمتر چیست؟ این دوست کوچک که اولین ویدیو پروژکتور جیبی برای فروش محسوب میشود بالاخره در نمایشگاه الکترونیک هنگ کنگ عرضه شد. این پروژکتور دارای یک صفحه نمایش 3.5 اینچی است و از کارت حافظه ی SD هم پشتیبانی میکند.

اسپیکر داخلی، باطری قابل شارژ و کنترل از راه دور دیگر امکانات این Pico Projector هستند.

نکته ی جالب دیگر در مورد این پروژکتور سیستم عامل داخلی Windows CE نسخه 5 است که این امکان را به استفاده کننده میدهد تا بدون اتصال آن به کامپیوتر فایل های مختلف از جمله فایل های Office را نشان دهد.

این دستگاه که iView IPL630 نام دارد تصاویری با کیفیت 640 در 480 پیکسل تا سایز مفید 53 اینچ تولید میکند و وزن آن تنها 40 گرم است.

قیمت فروش آن هنوز اعلام نشده است

وزیر ارتباطات: 56kbps برایتان کفایت می‏کند!

در حالی که حداقل سرعت اینترنت در بسیاری از کشورهای دنیا ٥١٢ کیلو بیت در ثانیه است و در ایران این سرعت به کمتر از ١٠٠ کیلو بیت در ثانیه می رسد وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات به صراحت اعلام کرده است که این سرعت اینترنت در ایران کافی است!
به گزارش مهر، محمد سلیمانی وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات هفته گذشته در اظهار نظری سرعت اینترنت در ایران را کافی دانست و کیفیت خدمات در این حوزه را بدون اشکال ارزیابی کرد.
وی اعلام کرده است که برای سرعت‌های بالاتر از 56 کیلوبیت، حتی مشتری و خریدار هم وجود ندارد و پهنای باند 128 کیلو بایت اکنون برای بسیاری از سازمان‌ها بدون مشتری است و این میزان را شرکت‌ها حتی نمی‌توانند به مشتریان عرضه کنند.
سلیمانی افزود: پهنای باند 56 کیلوبیت برای مصارف و کاربران اینترنتی خانگی و دانشگاه‌ها حتی برای دانلود کتاب‌های 500 صفحه‌ای مناسب است.
به عبارتی وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات این سرعت پایین را حتی برای «دانشگاهها» نیز کافی دانسته ، این در حالی است که در حال حاضر ارائه سرعت چند صدمگابیت و حتی گیگابیت برای دانشگاهها و حتی عموم کاربران در کشورهای پیشرفته مطرح است.
به گزارش مهر، اینترنت پرسرعت در جهان از استانداردهای خاصی برخوردار است که در بسیاری از کشورهای دنیا سرعت ٥/١ مگابیت بر ثانیه را سرعت معمول برای اینترنت پرسرعت می دانند. این در حالی است که در برخی کشورها از جمله ایران ADSL (اینترنت پرسرعت) به عنوان یک وسیله ارتباط پرسرعت تلقی عنوان می شود که حداکثر سرعت آن فقط ١٢٨کیلو بیت بر ثانیه برای مردم است.
بنابراین می توان نتیجه گرفت که در حال حاضر در ایران اینترنت پرسرعت هنوز حتی برای کاربران حرفه ای به صورت ملموس و به معنای واقعی عرضه نشده است.
در کشورهای توسعه یافته ای مانند فرانسه اینترنت با سرعت ٣٠ مگابیت بر ثانیه و در سوئد با سرعت ١٠٠ مگابیت بر ثانیه در اختیار کلیه کاربران خانگی قرار دارد. همچنین طبق برنامه ای که در سنگاپور تدوین شده قرار است تا سال ٢٠١٠ به هر کاربر خانگی یک گیگا بیت در ثانیه پهنای باند اختصاص یابد. (بدین شکل در واقع سرعت اینترنت برابر با یک گیگا بیت بر ثانیه خواهد بود).
براساس برنامه چهارم توسعه تا پایان سال ٨٨ (پایان این برنامه) تعداد پورت های فعال ADSL باید به ٥/١ میلیون پورت برسد به عبارتی باید تا پایان سال گذشته می بایست ٩٠٠ هزار پورت فعال در کشور ایجاد می شد اما هم اکنون کمتر از ١٠٠هزار پورت فعال ADSL در کشور وجود دارد.
در واقع نفوذ ADSL در ایران یک نهم میزان پیش بینی شده در برنامه چهارم توسعه است و میزان نفوذ اینترنت پرسرعت در میان ایرانیان کمتر از ٠١/٠ درصد است.
مسئولان مشکلات موجود در حوزه اینترنت را کم کاری شرکتهای اینترنتی می دانند ولی برخی از کارشناسان معتقدند، شرکت مخابرات با فراهم نکردن تسهیلات لازم و محدود کردن سرعت اینترنت ADSL باعث ورشکستگی شرکت های PAP شده اند و اکنون برخلاف اصل ٤٤ قانون اساسی در مورد لزوم توجه به امر خصوصی سازی، خود برای راه اندازی پورت های ADSL وارد عمل شده است.
بر اساس این گزارش، یکی از دلایل عمده عقب ماندگی کشور در عرصه کاربردهای فناوری اطلاعات، نگرانی از ارائه خدمات ADSL است چون مسئولان معتقدند با اینترنت پرسرعت امکان دانلود بعضی فیلمهای نامناسب وجود دارد؛ این در حالی است که افراد بسیار کمی به دنبال این مسائل هستند و از سوی دیگر این افراد از هر راهی که ممکن باشد، کار خود را انجام خواهند داد.
در حال حاضر سطح توسعه یافتگی کشورها براساس پهنای باند اینترنت و فراوانی اطلاعات یا داده های الکترونیکی بر روی شبکه های اینترنتی سنجیده می شود که متاسفانه در هر ٢ مورد ذکر شده ما دچار مشکل جدی هستیم.
در عین حال یکی دیگر از مشکلات موجود تعرفه خدمات اینترنت در کشور است. با وجودی که در سال گذشته تعرفه اینترنت 50 درصد کاهش یافت ولی با این سرعت و با این مشکلات بهای اینترنت در کشور برای کاربران گران تمام می شود.
در حال حاضر قیمت اینترنت پرسرعت در ترکیه ١٢ برابر ارزان تر از ایران است در حالی که ترکیه یکی از کشورهای رقیب ایران در دستیابی به اهداف ترسیم شده در سند چشم انداز توسعه ٢٠ ساله ایران است.
لازم به ذکر است در شهر سئول پایتخت کره جنوبی اینترنت به صورت رایگان عرضه می شود و در بسیاری از مکان های تجاری با استفاده از این اینترنت فرآیند دانلود با سرعت ١٦/٢ مگابیت بر ثانیه انجام می گیرد. در حالی که در حالت عادی در ایران اغلب سرعتی بیشتر از ٥ کیلو بیت بر ثانیه برای دانلود در اختیار نداریم یعنی سرعت اینترنت رایگان کره جنوبی حدود ٥٠٠ برابر اینترنت پولی در کشور ما است.
به عبارتی اگر قرار است ما در زمینه فناوری اطلاعات و ارتباطات در جایگاه اول منطقه قرار بگیریم، باید تسهیلات بیشتری برای افزایش شاخص ضریب نفوذ اینترنت پرسرعت اختصاص دهیم.
واگذاری اینترنت پرسرعت رایگان در عربستان یکی دیگر از اقدامات کشورهای هم جوار ما در این زمینه است در حالیکه حتی دانشگاه های ما نیز از اینترنت پرسرعت بی بهره اند و باید هزینه های سنگین بابت پهنای باند بپردازند.
در کشور ما نیز وزارت فناوری اطلاعات و ارتباطات در دولت قبل، تلاش هایی را برای ورود فناوری های نوین ارتباطاتی در کشور انجام داد که نتیجه آن اعطای مجوزهایی تحت عنوان انتقال داده ها از طریق اینترنت پرسرعت به شرکت های خصوصی با عنوان PAP بود. دارندگان این مجوزها باید اینترنت پرسرعت را در اختیار مشترکان قرار می دادند. هر یک از این ١٣ شرکت PAP متعهد شدند که ٢٠ هزار پورت ADSL را حداقل در ٢٠ استان کشور نصب و راه اندازی کنند ولی در حال حاضر که حدود ٣ سال از اعطای این مجوز می گذرد بیش از ٢٠٠ هزار پورت نصب شده است اما تنها کمتر از ١٠٠ هزار پورت آن به فروش رسیده است.
به گزارش مهر، اگر قوانین، آیین نامه ها، بخشنامه ها، اسناد و حتی موضع گیری ها و اظهارنظرهای مسئولان مخابراتی کشور را در سال های اخیر بررسی کنیم، به این نتیجه می رسیم که ارتباطات باند وسیع جایگاه قابل قبولی در سیاست گذاری های کلان بخش مخابرات نداشته و متاسفانه حتی در بسیاری از اسناد و سیاست گذاری های پایین دستی نیز مورد بی مهری قرار گرفته است.

 

انصافآ من چی بگم!

الیزابت فریتزل(دختری که 24 سال در زیرزمین منزل پدرش حبس شده بود) با تلویزیون اتریش مصاحبه می‌کند

مصاحبه مستقیم الیزابت فریتزل دختری که 24 سال در زیرزمین منزل پدرش حبس شده بود به زودی از تلویزیون اتریش پخش می‌شود.
به گزارش دیلی، مصاحبه مستقیم با الیزابت فریتزل 42 ساله که 24 سال را در زیرزمین منزل پدرش حبس بود و از وی 8 فرزند داشت به زودی از تلویزیون اتریش پخش خواهد شد. [جنایت هولناک پدر شیطان صفت اتریشی]

گزارش‌های منتشر شده حاکی از آن است که الیزابت همان فردی را برای مصاحبه مستقیم در تلویزیون انتخاب کرده که سال 2003 با ناتالی کمپوش دختری که 8 سال را در زیر زمین منزل یک مرد گروگان‌گیر زندگی کرده، صحبت کرده بوده است.[ نجات ناتاشا پس از 8 سال]

خانم فریتزل با انجام این مصاحبه که تخمین زده شده دست کم 300 کانال آن را خریداری خواهند کرد میلیون‌ها دلار یورو بدست خواهد آورد و از فشارهای خارجی کمی آزاد خواهد شد.

طبق آنچه برنامه ریزی شده او قرار است در مورد چگونگی تولد فرزندانش به تنهایی در زیرزمین و همچنین مرگ یکی از فرزندانش که بر اثر سوختگی شدید و توسط پدر او رخ داده صحبت کند.

مصاحبه فوق با هدف کم شدن فشار خبرنگاران و رسانه‌ها روی این خانواده که همگی در بیمارستان بستری هستند طرح‌ریزی شده است.

از هفته‌های اخیر دست کم 17 خبرنگار که به شیوه‌های مختلف حتی تعویض لباس‌هایشان به شکل پلیس و پرستار سعی داشته‌اند خود را به این زن و فرزندانش در بیمارستان نزدیک کرده و عکسی بگیرند، دستگیر شده‌اند.

طبق برنامه‌ریزی‌های انجام شده مصاحبه روز دوشنبه آینده 26 می( 6 خرداد) پخش خواهد شد و این زن که در طی سال‌ها نور به چشمانش نخورده است با عینک آفتابی مصاحبه خواهد کرد تا نور پرژکتورها بیش از این چشم‌هایش را که به شدت آسیب دیده‌اند خراب نکند.

جوزف فریتزل 73 ساله پدر بی رحم الیزابت برای انجام آزمایشات دی ان ای در بیمارستان به سر می‌برد زیرا مقامات معتقدند او در مرگ سه زن که قاتل آنها در سال‌های اخیر پیدا نشده است دست دارد.