زدم فریاد خدایا

                                 این چه رسمیست

                           رفیقان را جدا کردن هنر نیست

                                رفیقان قلب انسانند

                                       خدایا

                          بدون قلب چگونه می توان زیست؟

شعر یک پسر سیاه پوست

این شعر کاندیدای شعر برگزیده کودکان شده و استدلال عجیب یک پسر سیاه پوست است .

وقتی به دنیا میام ، سیاهم

وقتی بزرگ میشم ، سیاهم

وقتی میرم زیر آفتاب ، سیاهم

وقتی میترسم ، سیاهم

وقتی مریض میشم ، سیاهم

وقتی میمیرم ، هنوزم سیاهم

 و تو ، آدم سفید

وقتی به دنیا میای ، صورتی ای

وقتی بزرگ میشی،سفیدی

وقتی میری زیر آفتاب، قرمزی

وقتی سردت میشه ، آبی ای

وقتی میترسی،زردی

وقتی مریض میشی، سبزی

وقتی میمیری،خاکستر ای

و تو به من میگی رنگین پوست ؟!!؟؟؟!؟؟!؟

 

کجاست ع ش ق؟

عشق فراموش كردن نيست،بخشيدن است،درك كردن است،ديدن نيست،احساس كردن است،جا زدن و كنار كشيدن نيست،صبر كردن و ادامه دادن است حتي تنها.

همیشه آغاز راه دشوار است ، عقاب در آغاز پر کشیدن ، پر میریزد ولی در اوج حتی از بال زدن هم بی نیاز است.

زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست، هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود، صحنه پیوسته یه جاست، خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد.